تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
آنچ كرده باشد از نيك و بد در خواب بگويد . خون بزغ بر جايى مالند كه بخواهند كه موى برآيد ديگر برنيايد . او ( ) را خرد كنند با روغن گل ، و كسى در تن مالد كه تب لازمه دارد زايل شود به زودى .

القول فى ذكر الضبّ و خواصّه و منافعه

سوسمار را دو قضيب باشد ، و نه چنان است از آنچ مانند زبان مار باشد كه اصل يكى باشد و سر دو شاخ ؛ و چون كشته باشند و از حركات بيفتاده و يك شب بر او گذشته ، به نزديكى آتش برند به حركت آيد ، چنانك گويند زنده است . [ 77 پ ] و خايه از مرغ بيش نهد مانند خايهء كبوتر ، و بر خايه نشيند و به خاك بپوشاند ، و هفتاد خايه بنهد ؛ و چون بچه برآرد مىخورد ، و اگرنه جهان سوسمار گرفتى ؛ و ملخ بسيار خورد ؛ و جايگاه خويش بر بلندى سازد ، تا چون به طلب چرا شود به جاى خويش نگه كند و بيند تا وقت بازگشتن نبايدش طلب كردن . و دندانش يكسان باشد در پيرى و خردى ، و هيچ نيفتد و زيادت و نقصان نگردد ؛ و با مار جنگ كند و چندان قوّت دارد كه مار بزرگ را بشكرد و فرو برد . و پوست در بهاران چون مار بيندازد ، و در جايگاهى كه زعفران نهاده باشد در نشود ؛ و چون پير شد به نسيم باد زندگانى كند . گوشت او را گويند كه زندگانى بيفزايد . پيه و جگر و طحال هر يكى همان عضو را سود دارد ، و اگر به گندم پخته گردانند و در گلوى اسب ريزند فربه گردد . روغن و پيه او را بر قضيب مالند قوّت مجامعت
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 170 | محمد روشن / عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى