تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خداوند جذام را سود دارد چون بخورد ؛ و اگر بكشند و خشك گردانند و بكوبند و به روغن زنبق گداخته گردانند و مرد هر دو قدم بدان بمالد مجامعت بسيار كند . اگر كشف كوچك را بسوزانند چنانك از او هيچ نيندازند و خرد گردانند و با شراب كهن به خداوند جذام دهند ، ريش‌ها كه بر اندام دارد نيك شود و جذام را زيادت نگرداند . و اگر خاكستر او را بر ناصور نهند نيك گرداند . دل او را بخورند درد جگر را سود دارد . خون كشف بحرى در چشم كشند « 1 » [ 76 پ ] كور شوند . و خون او را بر بهق مالند رنگ بگرداند ؛ و اگر با خون كشف صحرايى آرد جو خمير كنند و حبّه‌ا سازند مانند نخذى و مصروع را در بامداد بدهند سود دارد . عظيم ، و خون او را در داء ثعلب مالند موى نيك برآرد و زايل گرداند علّت را . زهرهء او با عسل در چشم كشند نافع باشد علّت غشاوه را ، و اگر با زهرهء او به ورق و قطران و زنبق آميخته گردانند و مويى كه در چشم آيد بركنند و بر جاى او بمالند ديگر برنيايد . و اگر به زهرهء او بر كاغذ نويسند در شب تاريك بىچراغ بتوان خواندن . و اگر در بينى مصروع ريزند نافع باشد . دنب او را خشك گردانند و مردى در ميان دست دارد ، سگان قصد او نكنند ، چندانك با او باشد . و اگر در انگشترى به جاى نگين بنشانند و با هر زنى كه مجامعت كند به غير از آن مرد ديگرى را نخواهد ، خايهء زردى او را خشك گردانند ، و دو درم با شراب به كسى دهند كه سعال سخت دارد ساكن شود . و اگر با شير بخورد ، همان فعل كند . و خايهء كشف كوهى مصروع بخورد نافع باشد .
هامش
( 1 ) . « كشند » در آغاز برگ بعد مكرّر آمده است .
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 168 | محمد روشن / عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى