تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
بچه نهد و شير دهد . و گويند موش بوده است ، چون پير شد بدين نسق گشت . و گميز كند و دندان دارد ، و گوش‌هاش پيدا است ، و بىپر همى پرد . و اين عجب است كه خروس با پر نمىپرد ، و خفّاش بىپر همى پرد . و پوستى هوايى دارد و به روشنايى بيرون نيايد از بهر آنكه قوّت بصر نيك ندارد ، و به وقت فرو شدن آفتاب و دميدن صبح پيدا گردد و طلب پشه كند . و چون بچه دارد ، در زير بال گيرد و با خود مىبرد و مىپرد ؛ و بچه را شير همى دهد ، و دراز زندگانى باشد مانند عقاب و پيل و خرگور ؛ و گويند چهارصد يا پانصد سال بماند . و آنچه در مهتاب پيدا آيد ، سال‌خورده باشد و پير شده و چندانك پيرتر شود ضخيم‌تر شود و بزرگتر . و بر درخت انار نشيند ، و سوراخ در انار كند و دانه همى خورد و پوست بگذارد . و از برگ چنار گريزد ، چون در آشيان او نهند . سر او را در زير بالش كسى نهند ، خوابش ببرد مادام كه زير سر او باشد ؛ و اگر بكوبند و بر سر مالند كه موى كم دارد ، موى بسيار شود . و اگر سر او را در برج كبوتر آويزند ، بسيار گردند . و اگر به روغن زنبق پخته گردانند تا مهرّا شود و صافى [ 70 پ ] كنند و بمالند بر مفلوج و نقرس و رعشه و بهق نافع باشد عظيم ( ) او مردى در زير هر دو قدم بمالد مجامعت بسيار تواند كردن و در چشم كشند آبى كه منزل شود مانع گردد . ( ) او را در چشم كشند غشاوه و تاريكى را سود دارد ؛ و چون در چشم موى برآمده باشد بركند ، و در جايگاه او بمالند ، موى ديگر برنيايد ، و اگر بر روى مالند كلف ببرد ، و اگر به آرد خمير گردانند و بسوزانند تا خاكستر شود ، پس بكوبند و با حمّاض ترنج