القول فى ذكر الغوّاص و خواصّه و منافعه
غوّاص مرغى است كه بر شطيان بغداد نشيند و بر آب زند و در زير شود و آنجا همى باشد تا ماهى بگيرد و برآرد ، و بر شطّ نشيند و به منقار همى گرداند تا آنگه كه سرش بگيرد و به گلو فرو برد ، و همچنين تا سير شود . گويند يك بار غوّاصى ماهى بگرفت و بر شط نشست و به منقار همى گردانيد تا بخورد . كلاغى از او بستد .
ديگرباره در آب رفت و ديگرى برآورد . كلاغ بازآمد و از او بستد .
ديگرباره ماهى برآورد ، كلاغ بازآمد تا ماهى ستاند . غوّاص ماهى بينداخت و گلوى كلاغ گرفت و به آب فرو شد تا آنگه كه كلاغ بمرد .
القول فى ذكر الطوطى و خواصّه و منافعه
آموختن طوطى چنان است كه آيينهاى برابرش بدارند ، و او صورت خويش همى بيند ؛ و يكى در پس آبگينه آنچه او خواهد كه او را آموزد مىگويد . او چنان داند كه طوطى ديگر است . در آن مىنگرد و آواز همى شنود . پس حكايتش بازگويد . زبان طوطى را بخورند ، دلير و قوىدل شوند . [ 70 ر ] گوشت طوطى بخورند ، قوىدل گردند ، امّا شكسته زبان شوند . سرگين به آب غوره در چشم كشند ، ناخنه ببرد .
القول فى ذكر الخفّاش و خواصّه و منافعه
خفّاش به پارسى شبپرك خوانند . و اگرچه پرنده است ، از بهر آنچه