به ورق و سذاب و بر تن محموم بمالند نافع باشد ؛ و ( ) خشك كرده خمير كنند با سركه و بر پيسى طلى كنند رنگ بگرداند . ( ) بسوزانند تا خاكستر شود و در چشم كشند ، عمقش را نافع باشد .
[ از منافع اعضاء الكبوتر « * »
كبوتر رهبر بهترين كبوتران باشد ، و آنچ رهبر باشد جاى و هنجار خويش از گذر آب و كوهها و جستن باد بداند ، و در راست و چپ نگاه كند و بالا و بلندى بسيار گيرد تا نشان جاى خويش بيند .
و بوسه دادن هيچ جانورى را نيست الّا مردم و كبوتر را . و چون پير شود بوسه ندهد ، و باشد كه دو ماده باهم جفت شوند و چهار خايه نهند ، از آن بچه برنيايد .
و كبوتر دشتى ( حرف دوم بىنقطه ) هر سال دوبار خايه نهد ؛ و اهلى دهبار تا پانزدهبار ، و بچه اندر خايه به ده روز پرورده شود ؛ و بر خايه ماده از نر بيشتر نشيند ، امّا نر علف بيشتر آرد ؛ و بهترين بچهء آن بود كه اندر بهاران و پاييز بود ، و در تابستان و زمستان نيك نباشد . ]
و بچه در شش يا هشت ماه جفت گيرد و خايه كند ؛ و چون بيمار شود اطراف نى تر بخورد به شود . و كبوتر دشتى ملخ بخورد نيك
هامش
( * ) . چنان كه پيشتر در ص 98 ياد كردم دوست دانشمند گرامى دكتر محمود اميد سالار چهار برگ ديگر از نسخهاى از منافع حيوان براى من ارسال فرمودند كه به كتابت و تصاوير همانندى بسيار با متن عكسبردارى علّامهء فقيد قزوينى و نسخهء كامل اهدائيشان دارد ولى همان نسخه نيست ؛ عنوانها در اين نسخه ، در « منافع اعضا بوم » « جغد » است ؛ و « از منافع اعضا الكبوتر » برگى ديگر ؛ كه اصلا در نسخهء كامل ما نيامده ؛ و « از منافع يحمور » نيز برگى ديگر ؛ و برگى به عنوان ؛ با آغاز : « كلنگ در پريدن انبوه و بر نسقى باشند . . . » ! سپاسگزار آن بزرگوارم .