شود . دماغ بچهء كبوتر بجوشانند با به ورق و سذاب و بر تن محموم بمالند نافع باشد . چون كبوتر به حسك گرده خمير كنند با سركه و بر پيسى طلى كنند رنگ بگرداند . سر كبوتر بسوزانند تا خاكستر شود و در چشم كشند ، عمش را نافع بود .
خون كبوتر سياه و خون فاخته و زفت و قطران و روغن جوز به هم بياميزند و بر پيسى طلى كنند بركند و با رنگ خود آرد . اندرونهاى كبوتر پاك گردانند و با شكم او پخته كنند و مرق با آلات پخته ، خداوند استقسا يا كسى كه درد شكم دارد بخورد نافع باشد . زهرهء او را در چشم كشند روشن گرداند ، و تاريكى و شبكورى ببرد ، و با زهرهء كبك بياميزند بهتر .
منى كبوتر در جامهء كسى مالند ، مالنده را دوست دارد بغايت .
سرگين كبوتر زن بردارد كه به دشخوارى زايد يا مشيمه نيندازد ، به زودى بار نهد و مشيمه بيندازد ، و چون بر دنبل سخت نهند نرم گرداند . سرگين كبوتر و شبپرك و مقل ازرق و كف دريا به وزن يكديگر بگيرند و خرد كنند ، و با شير تازه و زردهء خايهء ماكيان بياميزند و بر كلف كه بر روى باشد بمالند ، پاكيزه گرداند و نيك شود . [ 67 پ ]
القول فى ذكر الفواخت و خواصّه و منافعه
فاخته را گوشت مايل حرارت باشد و تولّد سودا كند . خون فاخته با خون كبوتر بياميزند و قطران به اضافت آن برند و بر پيسى طلى كنند رنگ بگرداند . خون كبوتر بنا ( ؟ ) در چشم چكانند كه خون در او جمع شده باشد ، پاك گرداند . بال كبوتر بنا ( ؟ ) بسوزانند و سحق كنند و با نان