آب به زنى دهند كه خون بيرون از عادت بيند بازدارد .
جگر بز شرحه گردانند و دارفلفل خرد برافشانند و اندكى از به ورق ارمنى بر آتش نهند تا حرارت يابد ، و در چشم شبكور كشند نيك شود ؛ و اگر جگر او شكافته در ديگى نو نهند و آب بر او كنند چندانك او را پخته گرداند و سرش بگيرند و بر آتش آويزند تا مهرّا شود ؛ و خداوند شبكورى و بر روى گيرد ، و بر سر ابزارى اندازد و سر ديگ بازگيرد تا بخار به دماغ او رسد نوبتى چند نيك شود ؛ و چون مصروع بخورد در زمان پيدا آيد ؛ و جگر را بسوزانند و خاكستر او در بينى كنند كه خون بسيار آيد ، بازبندد ؛ و اگر بريان كرده با شراب بخورند شكمى كه زود بسته گرداند و اگر با نان خورد به سپرز بز بريان كرده بخورند خداوند ذوسنطاريا را نافع باشد .
زهرهء بز با روغن گاو گداخته گردانند و به آب گرم بخورند عسر نفس را نافع باشد ؛ و زهره در چشم كشند سپيده ببرد ، و نظر را تيز كند ؛ و خشك كرده در چشم كشند رطوبت بازدارد . و چون زير زنى دود كنند كه بچه به سختى آرد ، به آسانى بار نهد . كليه ( ) بز در آفتاب خشك گردانند و خرد كنند و با روغن ياسمن بياميزند و در جايى مالند كه موى برمىآيد باطل گردانند .
نافهء بز پوست باز كرده نمك و به ورق بر او افشانند و خشك گردانند و خرد كنند ، و يك مثقال با سركهء عنصل آميخته گردانند و بخورند ، آماس سپرز را نافع باشد . و چون پيه خايهء بز و اندكى از عرطنيثا سخت نرم بكوبند و بر قضيب طلى گردانند و با زن مجامعت كنند ، زن لذّت تمام يابد . ( ) دود كند زخم افعى و حنق رحم را و خونى كه از بينى آيد سود دارد .
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: محمد روشن
ص١١٤