تر باشد آب او را با روغن گل در گوش چكانند كه درد كند ، ساكن شود .
سرگين اسب كرّه دو درم و گميز مردم دو درم [ 29 ر ] و چهار درم شراب بر آتش نهند تا بسته شود ، و بر كبودى دست نهند كه به سوزن آزده باشند با رنگ خويش برد . چون نوبتى چند طلى كنند و چون سه درم سرگين اسب كرّه به خون گاو باهم آرند ، و زنى با پنبه بردارد ، آبستن نشود . موى دنبال اسب را يك تاى بكشند ، به زودى چندانك آن موى باشد بر در ، پشه در آن خانه نيايد .
سم اسب زير زنى دود كند كه [ به ] دشوارى زايد يا بچه در شكم او مرده باشد ، به آسانى بيندازد ؛ و اگر بسوزانند و سحق كنند و بر پشم پارهاى طلى گردانند ، و زنى بردارد ، بچه به آسانى بيارد ؛ و اگر مرده باشد ، و چون سوخته را خرد گردانند و بر علّت خنازير نهند متحلّل كند ؛ و اگر در خانهاى كه موش ان بسيار باشند ، در زير خاك دفن كنند ، موشان بگريزند .
و چون به سوهان كنند و بر صلايه به آب بسايند تا مانند مغز شود و اندكى آب بر او زنند و با شراب كهن آميخته گردانند و بر قضيب و زهار و نيشكار مالند و در آفتاب دارند دو ساعت چند كه ( ) در مثانه باشد پارهپاره گرداند ، و باشد با بول چون ريگ بيندازد .
اندر آفرينش اسب آبى
اسب آبى در رود نيل بسيار باشد و نهنگ خرد را بگيرد و بخورد ؛ و هر كجايى او بيفتد در كنار نيل دانند كه وقت سيل ، آب تا آنجا بر خواهد آمد . روى و پيشانى او به اسب ماننده باشد و سم گشاده چون گاو ، و دنبال كوتاه مانند خوك . و بانگ چون اسب كند و به قامت خرد بود ، و پوستى سخت دارد . [ 29 پ ]