و كمانش چهار گوشه داشت از هر گوشهاى « « 56 » » كه اعدا را چشم بر وى مىافتاد چون تير شكسته گوشهگير مىگشتند .
چون كمان رستم ثانى « « 57 » » درين عالم كم است « « 58 » » * گر بود قوس و قزح آن هم كمان رستم است
به زبان فارسى و تركى اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد و اين مطلع رنگين را نقش نگين خود ساخته بود :
نظم
منم رستم آن شهريار دلير * نترسم من از اژدها ، نى ز شير « « 59 » »
و اين مقطع « « 60 » » تركى نيز از گفتار درربار گوهرنثار اوست .
بيت
بسيار خيل ايلادنيك اى رستم ثانى * جان پير سالك ابدى جانيكا جانانه بولوردونك
علم تصوف را نيكو « « 61 » » ورزيده بود و سخنانش چاشنى بلند داشت و در سنّ پنجاه و چهار سالگى در جنگ نسف مجروح گشت و به همان جراحت خطاب " ارجعى " را استماع نموده و در زمان ارتحال اين مقال بر زبانش جارى بود : « « 62 » »
نظم
آن كو به فضلِ خويش مرا عقل و جان بداد « « 63 » » * زان بيش كآيد از منِ بيچاره بندگى
با آنكه جز گناه نكردم ، دمى مرا * بىنعمتى نماند در ايّام زندگى
شايد كه لطف باز نگيرد به وقت مرگ * هنگام بىكسى و زمان فكندگى
و مشهد معطّر و مرقد منوّرش در سر پل شبرغان در جوار شمس خلف واقع شده . « « 64 » »
هامش
( 56 ) .Bاز گوشهء
( 57 ) .Pرستم نامى
( 58 ) .Pدر عالم يكيست
( 59 ) .Pنترسم زنراژدها و ز شير
( 60 ) .Pمطلع
( 61 ) .P , K« نيكو » ندارد
( 62 ) .Pمترنّم اين مقال بود
( 63 ) .Pآنكو به فضل تن مرا عقل و جان داد
( 64 ) .Kواقع است