در جامهء خانه اوّل بيند همه اسباب حمام مىدهند و اجرت نمىستانند ، و همهء خانههاى حمام به يك جام روشن است و بر سطح حمام هيچكس را نمىگذارند و كسى عالم به طريق بناى آن نيست و اللّه تعالى اعلم بحقيقة الحال و اليه المرجع و المآل . و از خان مذكور مكاشفات ظاهر مىشد ، روزى به استراحت مشغول بود و اين فقير پيش ايشان نشسته « « 50 » » محرمانه سخن مىگفت ، در اثناى تكلّم چشم پوشيد و فقير را نيز غنودگى دست داد ، اين بيت به خاطر خطور كرد كه :
بيت
به مقبولى كسى را دسترس نيست * قبولِ خاطر اندر دستِ كس نيست
حرمى كه به تجديد اختيار نمودند و مقبول مزاج نيفتاد اگر به يكى از ملازمان كه مناسب باشد بدهند بعيد نخواهد بود . باز گفته شد كه مزاج بىانقلابى نمىباشد « « 51 » » معلوم نيست كه به اين مقيد شود . خان مذكور از نوم به يقظه منتقل گشته ، فرمود كه مردم طورى سخنان به خاطر مىرسانند اگر اظهار آن بكنيم مىبايد داد و اگر بدهيم بىقبحى نيست و اگر اظهار نكنيم مىگويند كه رستم ديوانه است و امتياز ذات باشكوهش در گروه سلاطين زياده از آن بود كه رستم دستان در ميان جمع پهلوانان داشته ، چوبدستى او هژده من و گرز گرانسنگش شش من بوده و در تعريف گرز خود گفته است : « « 52 » »
نظم
گرز رستم به وزن شش من بود * گوييا قلّهء دماون بود
از براى غزات رهبر شد * نام او گرزِ پيلْپيكر شد
و در پرّههاى آن گرز ابيات اين فقير را « « 53 » » كنده بودند :
نظم
شاه رستم چون بگيرد پيلْپيكر را بدست * پست سازد روز ميدان پيكرِ پيلانِ مست
بر سرِ هركس كه آمد بر سر آمد عمرِ او * هر كه را زد بر كمر ديگر كمر هرگز نَبَست
و تيغ آبدارش بحرى بود نهنگ خوار .
نظم « « 54 » »
جاى نهنگ بحر عجب اينكه تيغ تو * بحراست و مىكنند نهنگان از او فرار « « 55 » »
هامش
( 50 ) . پيش نشست
( 51 ) .K , Pنيست
( 52 ) .K« و در تعريف . . . است » ندارد ؛Pو خود در وصف آن نموده
( 53 ) .Pاين ابيات مؤلف
( 54 ) . لمؤلفه
( 55 ) .Pفرار از او