بيت
فكنده غَبْغَبى چون قرصِ مه خورشيد تابانش * هلال عيد را بنموده از طوقِ « « 1 » » گريبانش
و اين مطلع نيز از سخنان رنگين اوست :
نظم
سايه به زمين از قدِ دلدار فتاده * يا سروِ سهى در قدمِ يار فتاده « « 2 » »
[ 264 ] ذكر مولانا عبد الصمد « « 1 » »
از بدخشان است و شعرش دردمندانه « « 2 » » واقع شده است . پيوسته مرغ دلش به دام عشق نازنينان مقيّد بوده « « 3 » » و اين مطلعش شاهد حال و مبيّن اين مقال است :
نظم
بر سرير « « 4 » » دلبرى معشوق را صد گونه ناز * عاشقِ بيچاره را بر خاكِ غم روى نياز « « 5 » »
[ 265 ] ذكر مولانا بيخودى
از بلخ است . اشعار نيكو دارد و اين مطلع به دو منسوب است :
بيت
گر ابروى ترا نشدى ماهِ نو غلام * ايّام هرگزش ننهادى هلال نام
[ 263 ] :
هامش
( 1 ) .Pطوف
( 2 ) .P« و اين . . . فتاده » را ندارد
[ 264 ] :
( 1 ) .P« عبد الصمد » ندارد
( 2 ) .K , Hنيازمندانه
( 3 ) .B« پيوسته . . . بوده » ندارد
( 4 ) .Pبر سپهر
( 5 ) .Pعاشق بيچاره در كوى غم دردى نياز