تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
يكى چون لاله و نسرين * رخ تو اى مه گردون دوم چون سبزه و ريحان * خطِ تو اى مه موزون سيم چون غنچهء رنگين * لبِ تو دل برد « « 6 » » اكنون چهارم فتنهء بستان * قدِ تو سروِ باغِ جان
به همين دستور اين قصيده را تمام كرد كه از هر دو بيت مصنوع مطلعى حاصل مىشود كه آن را در سه بحر مىتوان خواند : يكى در بحر قصيده كه هزج مثمّن سالم است : مفاعيلن ؛ ديگرى رمل مخبون : فعلاتن « « 7 » » ؛ و ديگرى مجتثّ « « 8 » » مخبون : مفاعلن قعلاتن ، دوبار « « 9 » » .

[ 224 ] ذكر مولانا كمال الدين عبد السّلام « « 1 » »

به سلامت طبع و استقامت مزاج موصوف و معروف است ، و از وزيرزادگان قديم است و خالى از فضيلتى نيست . [ مدّتى است كه در خدمت حضرت سلطنت‌پناهى عبد القدّوس سلطان - خلّد ملكه و سلطانه - به منصب كتابدارى منصوب است . و حضرت سلطان از صغر سن به شرف توبه مشرّف گشته ، داخل در زمرهء دوستان الهى به حكم حديث حضرت رسالت‌پناه - صلّى اللّه عليه و سلّم - شده طبع او لطفى در پادشاهى نديده ، لطف او نامرادى را اختيار كرده ، با وجود استعداد ملوكيت درويشانه سلوك مىنمايد و هر ملكى كه ذات ملكىصفاتش مالك است . بر ممالك مفاخرت مىنمايد . فرد
مبارك منزلى كان خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كان عرصه را شاهى چنين باشد
فقير مدّتى است كه مدح آن جناب را مىنمايد و زبان به مدحش مىگشايد . و اين منظوم از آن جمله است :
اى كمالِ دولتَت از وصمت نقصان برى * وى ضميرِ روشنت آيينهء اسكندرى « « 2 » » ]
هامش
( 6 ) .Pدل برو ( 7 ) .Pفاعلاتن ( 8 ) .Bمجنث ( 9 ) .P« دوبار » ندارد [ 224 ] : ( 1 ) .P« خواجه عبد السلام » ندارد ( 2 ) .H , Bعبارات داخل قلاب را ندارد