تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

[ 219 ] ذكر جميل قل محمّد بىدورمان « « 1 » »

ولد آخر زمان ميرزا است كه به فتنهء آخر زمان مشهور است . و والد فقير اين مطلع به تقريب او فرموده : نظم
دهر ار « « 2 » » بير آفت جان و جهان دور بيكيت * غالبا كيم فتنه آخر زمان دور بيكيت
در زمان حسن بىبدل بود و اعتبار تمام داشت . از هرى بىرخصت خان مراجعت كرده و سبب رجعت كوكب دولتش گرديده ، ديگر به نطاق استقامت صعود « « 3 » » ننموده . اكنون در لباس فقر تعيّش مىنمايد و به كسب فضايل مشغول است و به نظم تذكرة الأولياء اشتغال تمام دارد . مثنوى بسيار گفته ، قريب به چهل هزار بيت هست ، و خود را يك دم بيكار نمىگذارد . گفته‌اند : آدمى را هيچ يادگارى به از سخن نيست . نظم
خوش آن كس كه بر صفحهء روزگار * بماند ازو يك سخن يادگار
و اين مطلع از سخنان شريف اوست : بيت
هر گه به خاطرم گذرد يادِ روى تو * روى دلم چو آينه گردد به سوى تو

[ 220 ] ذكر جميل ميرزا مشهدى

از احفاد امير عبد العلى ترخان « « 1 » » است و به سادات ترمد « « 2 » » قرابتى دارد . و با وجود حصول جاه و ايالت در لباس فقر تعيّش مىنمايد « « 3 » » . و گاهى به شعر ملتفت مىگردد و اين رباعى را نيكو گفته است :
هامش
( 1 ) . اين شرح حال درP؛H. . . دردمان ( 2 ) .Hدهرا را ( 3 ) .Bسود [ 220 ] : ( 1 ) .Pامير على ( 2 ) .P , Hترمذى ( 3 ) .Bدر فقر مىگذارند