افاده علم مشغول است و به مناصب مناسب معزّز . طبعى نيكو دارد و شعرش خوب است .
حجرهء خود را منقّش ساخته و تاريخ آن را نكو گفته است :
قطعه
اين بنا كز لطافت و خوبى * در جهان نيست ديگرِى چون او
يارب از لطفِ تو « « 3 » » مباد دمى * خالى از گلرخان « « 4 » » مشكينْبو
سالِ تاريخش از خرد جُستم * گفت قصرِ منقّشِ نيكو
و برادرش خواجه ملّا نيز به جهت حجرهء خويش تاريخى گفته است :
رباعى
اين طرفه بنا كه جنّتْ آئين آمد * خوشتر ز نگارخانهء چين آمد
از بس كه فتاد خانهء شيرينى * تاريخِ بناش قصرِ شيرين آمد
[ 223 ] ذكر امير طبيب « « 1 » »
اهليت تمام دارد و علم طبّ را پيش حكيم شهر سبزى « « 2 » » ورزيده بود و به كليّاتش وقوف پيدا كرده است . چنگ در قانون معالجات زده و به اسباب و علامات مبشّر بشارات شافى و اشارات كافى مىگردد . و از اكثر فضايل بهرهاى دارد و اشعار مشكله گفته و اين قصيده را در جواب ميرفضائى نيكو گفته و بر ميرفضائى مذكور با آنكه مخترع اين قصيده است ، چيزى افزوده ؛ و هو هذا :
قصيده
رخ تو اى مه گردون * خطِ تو اى بت موزون « « 3 » »
لبِ تو دل برد « « 4 » » اكنون * قدِ تو سروِ باغِ جان
يكى چون لاله و نسرين * دوم چون سبزه « « 5 » » و ريحان
سيم چون غنچهء رنگين * چهارم فتنهء بستان
هامش
( 3 ) .H , Bلطف حق
( 4 ) .Pمهوشان
[ 223 ] :
( 1 ) .Pذكر طبيب
( 2 ) .Pحكيم شهير نيبدى
( 3 ) .Pمحزون
( 4 ) .Pدل برو
( 5 ) .Pلاله