گويند : خواجه عبد اللّه مرواريد تاريخ وفات مولانا عبد الغفور را چنين گفته :
تاريخ
چو شد عبد الغفور آن كاملِ عصر * به عقبى غرقهء درياى غفران « « 8 » »
سرآمد روزگارِ دين و دانش * فرو رفت آفتابِ علم و عرفان
پى تاريخِ روز و ماه « « 9 » » و سالش * بگو يك شنبهء پنجم ز شعبان
در مجمع جمعى از افاضل مذكور مىشد كه « كسى مثل اين تاريخ نگفته است » . فقير به تقريب يكى از متعلّقان كه فوت كرده بود « « 10 » » ، « صبح شنبه دوم از ماه صفر » گفته بود ، به عرض مخاديم رسانيد ، ذو بحرين است و مصراعتمام تاريخ شده و چه وقت روز ، روز نيز معلوم مىگردد « « 11 » » .
[ 218 ] ذكر جميل مولانا عبد الحكيم « « 1 » »
ولد ارجمند افتخار الأطبّاء مولانا سلطان محمود طبيب است كه در اقطار ربع مسكون به حذاقت معروف ، و به وفور صلاح و راستى و ميمنت قدم « « 2 » » موصوف است . و سلاطين عظام تعظيمش را به مرتبهاى رسانيدهاند كه هيچ طبيب را معلوم نيست كه هرگز اين مرتبه حاصل شده باشد . و مولانا عبد الحكيم مذكور مطالعهء طب را در درس والد عاليش نموده و بر اغراض كلّى و جزئى علمى و عملى طبع دقيقش حاوى گشته ، به چنگ حذاقت قانون شفا ساز كرده و به اشارات شافى و بشارات كافى اسباب و علامات علاج مرضى كرده ، ذخيرهء راه عقبى مىنمايد . و به مضمون الولد سرّ أبيه به يمن مقدم « « 3 » » و تشخيص امراض مشهور است . و از ديگر فضايل نيز نصيب وافى دارد . و به مضمون اين حديث كه : الولد الحلال يشبه الخال به مناسبت مشايخ مهنه به شعر التفاتى مىنمايد . صحبت شيرين و كلام نمكين دارد و اين مطلع رنگين از اوست :
نظم
ز سينه تيرِ نىِ يار اگر گذار كند * دل از مفارقتش نالههاى زار كند
هامش
( 8 ) .Pاحسان
( 9 ) .Pروز و ماه
( 10 ) .B« فوت . . . بود » ندارد
( 11 ) .P+ صبح شنبه دوم از ماه صفر به عرض ايشان رسانيده شد
[ 218 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل نتيجة الأطباء عبد الحكيم
( 2 ) .H , B« ميمنت قدم » ندارد
( 3 ) .P« مقدم » ندارد