تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

[ 206 ] ذكر جميل مولانا صالح مفتى « « 1 » »

مدّت مديد است كه در ولايت كرمينه به منصب عالىقدر فتوا منصوب است و به صلاح و ديانت مشهور و معروف « « 2 » » . فضايل كثير را در زمان قصير جمع نموده و دست ارادت به مشايخ جهريّه داده و به اوراد و اذكار ايشان اشتغال مىنمايد و به افادهء علوم دينى مشغول است . اهل سغد مقدم او را مغتنم شمرده به خدمتش راغب‌اند و صحبت او را طالب . طبع خوب و سخنان مرغوب دارد ، و گاهى به شعر توجّهى مىنمايد « « 3 » » ، و اين مطلع از كلام بانظام اوست : نظم
ره مده از هيچ جانب غم به خود « « 4 » » * خوان دعاهاى بزرگ و دَم به خود
و به جهت آن‌كه بسط بر مزاجش غالب است گاهى اشعار منبسطانه مىگويد . به تقريبى در باب حافظ سلطانعلى مفتى گفته بود : بيت
تا به تخويفاتِ حافظ لافظ است * ذكرِ ما فَاللّهُ خَير حافِظ است
و تواريخ را نيكو مىگويد « « 5 » » و تاريخ خانى عبيد الله خان را « خان « « 6 » » جهانگير » يافته است .

[ 207 ] ذكر جميل امير فهمى

از سادات كثير البركات است و به حضرت امير ابو البقاء قرابتى دارد « « 1 » » . مدّتى تحصيل علوم نمود بعد از آن به شعر مشغول گشت . ابيات خوب و اشعار مرغوب دارد و اين مطلع آبدار از سخنان لطيف اوست و خوب واقع شده :
فكرِ سرِ زلفِ تو مرا بىسر و پا كرد * انديشهء پابوسِ توام پُشت دو تا كرد « « 2 » »
مدّتى شد « « 3 » » كه در قندهار ساكن است . [ 206 ] :
هامش
( 1 ) .Pصلاح الدين مفتى ( 2 ) .Pدر فتوا به ديانت مشهور است ( 3 ) .B« و گاهى . . . مىنمايد » ندارد ( 4 ) .Bغم مخورHغم بخور ، . . . دم مخور ( 5 ) .B« و . . . مىگويد » ندارد ( 6 ) .P« خان » ندارد [ 207 ] : ( 1 ) .P« و به . . . دارد » ندارد ( 2 ) .Bبىسر و پا كرد ( 3 ) .Pاست
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 247 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )