[ 208 ] ذكر جميل زبدة الأمراء الزّمان محمد امين بى « « 1 » »
ولد ارشد و فرزند امجد امير قنبر على قوشچى است كه اعظم امراى شيبانى بوده و در زمان عبيد الله خان نيز اعتبار تمام داشت . در جنگ جام شهد شهادت چشيد . و جناب ميرزا نيز اعتبار تمام يافته و به مناصب مناسب معزّز گشته و رعايتهاى كلّى يافته . مربّى فضلا و مقوّى صلحاست و از اكثر فضايل حظّ وافر دارد ، بتخصيص در فنّ [ معمّا ] غور تمام نموده و معميّات مشكله به تسهيل گشوده . و طبع دقيقش فكرهاى عميق نموده و معميّات به تدقيق گفته « « 2 » » و به ديگر اصناف شعر نيز التفاتى دارد و گوى سخن را در ميدان فصاحت در خم چوگان بلاغت مىآرد . و اين رباعى از گفتار شكرريز شورانگيز اوست :
رباعى
مرغى ديدم نشسته اندر تبريز * بنهاده به پيش استخوانِ پرويز
مىگفت به آوازِ حزين : كاى برخيز * كو تاجِ مرصّع ، كجا شد شبديز
آخر الأمر به واسطهء علوّ همّت و سموّ فطرت به رعايت سلاطين اين بلاد قناعت ننمود ، و طوطى طبعش ميل شكرستان هند نمود . سلاطين عظام و خواقين عالىمقام آنجايى او را معزّز و مكرم گردانيده ، رعايتهاى لايقه نمودند و به التفات خاص سرافراز فرمودند . اللّهمّ زده و لا تنقص .
[ 209 ] ذكر جميل شجاع الدين دوستى بى « « 1 » »
از اعاظم امراى شيبان « « 2 » » است و ولد امير كبير جان وفائى دورمان است « « 3 » » كه عظمتش در زمان خان شيبانى اظهر من الشّمس بوده و نزد سلاطين اعتبار تمام داشته و حاكم شهر هرات شده . و دوستى بىمذكور نيز بغايت معتبر بود ، امّا بىاعتبارى دنيا دانسته ، آهنگ سفر حجاز كرده ، به [ 208 ] :
هامش
( 1 ) .Pشرح حال مزبور را ندارد
( 2 ) .Hبدقيق گفته
[ 209 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل غنى الأمراء دوست محمّد حاجى
( 2 ) .Pسليمان
( 3 ) .Pو ولد امير جان و فاضل دودمان است