تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
عريضى است « « 2 » » . جمهور برآنند كه مير در زمان خود بيدل بوده است « « 3 » » . و مدّت مديد در دار السلطنهء هرات در منصب عالىقدر قضا متمكّن بوده و قطع قضاياى مسلمين مىنموده . جامع الفروع و الأصول و حاوى المنقول و المعقول بوده . در اكثر علوم تأليفات خوب و تصنيفات مرغوب دارد . و از آن جمله مختار الأختيار است و دستور العمل قضات است « « 4 » » . اشعارش دلپذير و انشايش بىنظير است .
اى تو مجموعهء خوبى ، ز كدامت گويم « « 5 » » !
و جناب امير محمّد بديع نيز به مضمون الولد سرّ أبيه ، از فضايل والد عاليش نصيب و حظّ وافر داشت و مدّتى است كه در دار السّيادة « « 6 » » شهر دلكش كش « « 7 » » خوان افاده بر اهل استفاده گسترانيده ، طلّاب را از علوم عقلى و نقلى مستفيد دارد . و سلاطين عظام و خواقين ذوى الاحترام مقدم شريف مير مذكور را گرامى داشته به مناصب مناسب معزّز مىگردانيدند . فضايل جزئى را ضبط كلّى نموده است ، بتخصيص در فنّ شعر و انشا يد بيضا مىنمايد . و قصايد نيكو دارد « « 8 » » . [ و كلك گهربارش در فنّ بديع قصر اطناب انشا نموده به زبان ايجاز و الفاظ قصير معانى كثير بيان مىنمايد « « 9 » » ] . و در گفتن تواريخ قوّت عظيم دارد و بسيار زود مىگويد . از آن جمله تاريخ فوت قل محمّد ميرزا - كه شهرهء ايّام بود - بغايت خوب و بسيار مرغوب فرموده : بيت
آن عمدهء اهلِ فضل و اربابِ « « 10 » » وفا * دردا كه جوان رفته ازين دارِ فنا گفتند چه واقع است و تاريخ چه شد * گفتم كه وفاتِ قل محمّد ميرزا
[ و اين مطلع را نيكو گفته :
دردِ ما را چشمِ مستِ يار مىداند كه چيست * حالت بيمار را بيمار مىداند كه چيست « « 11 » » ]
اكنون در مسند قضاى شهر سبز متمكّن است « « 12 » » .
هامش
( 2 ) .P , Kولد با افتخار قاضى اختيار است كه شمه‌اى از احوال شريفش را امير كبير عليشير در مجالس النفائس ذكر كرده ( 3 ) .H , B« جمهور . . . است » ندارد ( 4 ) .H , B« و از . . . است » ندارد ( 5 ) .P« اشعارش . . . گويم » ندارد ( 6 ) .H , B« دار السياده » ندارد ( 7 ) .H« كش » ندارد ( 8 ) .P« فضايل . . . دارد » ندارد ( 9 ) .H , B« و كلك . . مىنمايد » ندارد ( 10 ) .Pادراك ( 11 ) .H , B« و اين . . . چيست » ندارد ( 12 ) .P« اكنون . . . است » ندارد