[ 199 ] ذكر مولانا نويدى
به كلنگ مشهور است « « 1 » » . مرد بىسر و پاست ، مكان معيّن ندارد « « 2 » » ، هرجا كه مرغ دلش آشيانه ساخت به يك عمل ناخوش ويران گردد . هر لحظه هوائى ساز مىكند و به سويى پرواز مىكند .
امّا پى به أسرار شعر برده ، اوراق سفينهء دلش خالى از خيالى نيست . اشعار نيكو بسيار دارد و لطيفه را رايگان نمىگذارد . روزى به سرعت از پى جوانى مىرفته ، جوان گفته كه " شما پيكى « « 3 » » بودهايد " در بديهه « « 4 » » گفته كه " شما هم آفتى بودهايد " و " آفت " يكى از آلات پيكان است . و اين مطلع مشهور از اوست :
به خدمت پيشِ قَدّم سرو را برپاست ، مىگويى * قيامت قامتى دارى مَهِ من راست مىگويى
[ بالأخره توبه نموده ، راه اصلاح و صلاح پيموده . در بلخ مدفون است « « 5 » » ] .
[ 199 ] :
هامش
( 1 ) .B« به . . . است » ندارد
( 2 ) .H , B« مكان . . . ندارد » ندارد
( 3 ) .Hبه يكى
( 4 ) .Hبديه « تلفظى است گونهيى از بديهه »
( 5 ) .B , Hعبارات بين [ ] را ندارند