[ 197 ] ذكر مولانا سرودى
ولد حافظ ميراثى است « « 1 » » . مدّتى « « 2 » » واقعهنويس عبيد اللّه خان بود و خدمت مذكور را در واقعه « « 3 » » نيكو مىنمود . و كاتب خوب است ، خطوط كتابهاى خوب مىنويسد « « 4 » » و كتابهء عمارات را در اين هنگام كسى به از او نمىنويسد « « 5 » » ] . خلق خوش و اوصاف دلكش دارد « « 6 » » . و به زبان تركى و فارسى اشعار نيكو گفته « « 7 » » . و اين مطلع رنگين از اوست :
مطلع
در فصلِ خزان گرچه ز گل نام و نشان نيست * خوشْرنگىِ اوراقِ خزان هم كم از آن نيست
در همه اوقات به واسطهء مقتضاى منصب پيش خان مىدرآمد ، حسّاد به واسطهء خبث باطن به عرض رسانيدهاند كه در محلّى كه به حرم نزديك است در آمدن ملّا مناسب نيست . بدان سبب در طلب ملّا تأنّى رفته ، ملّا اين قطعه را املا نموده به حضرت خاقان فرستاده « « 8 » » :
رباعى
خدمت قيلامين ديب كيجه لار قالورمين * خدمت داروزو منى ايلكارى سالورمين
بو طرفه كه موى ناب شاگردى ديك * تورغان ساى المينكدا كين باور مين
حضرت خان شكفته شده ، در مقام التفات گرديدهاند « « 9 » » .
[ 198 ] ذكر مولانا صفائى
از كرمان است « « 1 » » و والدش در هرى صنعت چينى ساختن را ظاهر كرده « « 2 » » . كارهاى رنگين [ 197 ] :
هامش
( 1 ) .Pولد حافظ ميراثى خطيب
( 2 ) .P« مدتى » ندارد
( 3 ) .Bو خدمت را در واقع
( 4 ) .B« و كاتب . . . است » ندارد ،P« و خطوط . . . مىنويسد » ندارد
( 5 ) .B« و كتابهء . . . نمىنويسد » ندارد
( 6 ) .Pو تواضع تمام دارد
( 7 ) .B« و به زبان . . . گفته » ندارد
( 8 ) .Bبه جاى « در همه . . . فرستاده » اين عبارت آمده : « به تقريب خدمتكارى گاهى بر نزديك حرم مىرفته حساد مانع آمدهاند ، اين رباعى تركى را گفته »
( 9 ) .Pبسيار شكسته گشته رخصت طلب نموده
[ 198 ] :
( 1 ) .P+ به درس به هرات آمده
( 2 ) .P , Hصنعت چينى ساختن را ورزيده