[ 50 ] ذكر جميل خواجه كلان بيگ
از امراى معتبر بابر « « 1 » » پادشاه بوده و رعايت پادشاهانه يافته بوده و پادشاه مذكور مصاحبانه سلوك مىكرده . بعد از تسخير ملك هندوستان پادشاه او را به حكومت كابل و غزنى فرستادهاند ، « « 2 » » در اثناى راه اين مطلع را گفته و به خدمت پادشاه فرستاده « « 3 » » :
مطلع
اگر به خير و سلامت گذر ز سند كنم * سياه روى شوم گر هواى « « 4 » » هند كنم
بابر پادشاه - طاب مثواه - اين رباعى در جواب او نوشته ، روان كردهاند « « 5 » » :
شعر
يوز شكر كه بايرغه كريم غفّار * بيروى نيه هند و سند ملكى بسيار
گر هند نينك ايسغ تورماى سين * ساووغ يوزينى كوراى و يسانك غزنى يار
بشرهء مير چندان حرارتى « « 6 » » نداشته ، بنابراين اين رباعى « « 7 » » را به تعرّض حمل كرده ، و در جواب اين رباعى را گفته « « 8 » » :
اظهارِ ظرافت و لطافت قيلا سيز * هر نكته ديوز تومان كنايت قد قيلا سيز
گر هنداشتى تيشكارى ابر ماش نى او چون * ايسيغ پيردين ساووغ ظرافت قيلا سيز
اين به « « 9 » » خاطر پادشاه گران آمده و در جواب چيزى ننوشته . چون يك چندى بر اين گذشته « « 10 » » ، مير خواجه كلان « « 11 » » از اين تغافل بىطاقت شده ، اين مطلع را گفته « « 12 » » :
نظم
اى پادشاه خوبان تا كنى « « 13 » » تغافل * يادى نمىكنى هيچ از عاشقان كابل
اشعار لطيف بسيار دارد . و اين مطلع تركى از كلام بلاغتانجام اوست « « 14 » » :
هامش
( 1 ) .P« بابر » ندارد
( 2 ) .P , Hو رعايت پادشاهانه يافته از هند او را به حكومت غزنين به كابل فرستادهاند
( 3 ) .Pاز راه اين مطلع را گفته ، فرستاده
( 4 ) .Pگر كه ميل
( 5 ) .Pاين معنى به طبع پادشاه گران آمده اين رباعى را گفته فرستاده
( 6 ) .P , Hحرارت
( 7 ) .Pبنابر آن اين را
( 8 ) .Pدر جواب گفته
( 9 ) .Pاين سخن + به
( 10 ) .P« چون . . . گذشته » ندارد
( 11 ) .Pمير
( 12 ) .P , Hفرستادهاند
( 13 ) .K , Pبود
( 14 ) .Pاشعار لطيف مير بسيار است و اين كلام درربار اوست