تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
و بىقيدى خواجه به مرتبه‌اى بوده كه جناب سيادت‌مآب محمود خواجه مىفرموده « « 23 » » كه همايون « « 24 » » پادشاه خواجه ايّوب را به رسالت به نزد پادشاه « « 25 » » گجرات فرستاد « « 26 » » ، صحبت نمكين گجراتيان مزاج او را در شور آورده ، نعل دلش را در آتش افكند « « 27 » » . [ [ و مولانا شهيدى غزلى در اين باب گفته است و وصف جوانان گجراتى كرده و سه بيت از آن غزل ثبت افتاد « « 28 » » ] ] : بيت
گجرايتان همه نمكى « « 29 » » دل كبابشان * مىخواره‌اند خونِ غريبان « « 30 » » شرابشان [ [ در شيشه چون نبات ز يكتايى آشكار * از غايتِ صفا تن چون سيمِ نابشان اين نظم ماند از تو شهيدى به يادگار * در پايتخت خسرو عالى جنابشان « « 31 » » ] ]
و خواجه ايّوب « « 32 » » به جوانان زيباى ماه سيما به عيش و عشرت « « 33 » » مشغول گشته و آنجا مانده « « 34 » » ، بعد از فتح گجرات پادشاه او را به واسطهء آن « « 35 » » جرم در قفس كرده « « 36 » » . بيت
شاهى ز خوبان زد نَفَس ، چون عندليبانِ قفس * افتاد در دامِ هوس درماند از گفتارِ خود « « 37 » »
و « « 38 » » در آن تنگناى محنت « « 39 » » چن بلبل بيدل بىصبرى نموده ، به اين بيت مترنّم بود : « « 40 » » بيت
آصفى صبر ندارد به غم و دردِ فراق * مىكشد محنتِ ايوب ، ولى صابر نيست
بعد از يك چند « « 41 » » به مضمون اين نظم كه : « « 42 » »
در عفو لذّتى است كه در انتقام نيست
عمل نموده و خطّ عفو بر جريدهء او « « 43 » » كشيده و رعايت نموده . و مولانا عالم كابلى « « 44 » »
هامش
( 23 ) .Pجناب سيد محمد فرموده ( 24 ) .P« همايون » ندارد ( 25 ) .P , K« نزد پادشاه » ندارد ( 26 ) .H , Pفرستاده ( 27 ) .Pكرده ( 28 ) .Pداخل قلاب را ندارد ( 29 ) .H , Pنمكين ( 30 ) .Pخون شهيدى ؛Bدر حاشيه « شهيدى » نوشته شده ( 31 ) .Pدو بيت داخل قلاب را ندارد ( 32 ) .P« و خواجه ايوب » ندارد ( 33 ) .Pبه جوانان به عشرت ( 34 ) .Pهمانجا مانده است ( 35 ) .P« آن » ندارد ( 36 ) .Pكرد ( 37 ) .H , Pشاهى ز خوبان زد نفس افتاده در دام هوس - * چون عندليبان قفس درمانده از گفتار خود( 38 ) .Pو + او ( 39 ) .P« محنت » ندارد ( 40 ) .Pمترنم اين مقال مىبوده ( 41 ) .P« بعد . . . چند » ندارد ( 42 ) .Pچون به مضمون آن‌كه ( 43 ) .H , Pبر جريمه‌اش ( 44 ) .Pعالم‌پناه كابلى