تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
مهرهء زهره / 73 مهر ضلالت به كسر راء / 201 مهمان آمدن - مهمان شدن / 683 مهمان داشتن - نگه‌داشتن به مهمانى / 142 مهموم - غم‌زده / 9 ميتين - كلنگ / 224 ميده - آرد بيخته و بىسبوس / 243 - 268 ميشوم سريرت - نامبارك / 247 ميشوم به قياس غلط و صحيح آن مشؤوم يا مشوم از شأم يشأم است ولى اين صورت اغلب در كتب عربى و فارسى ديده شده در مقابل ميمون ميل كردن - منحرف شدن / 701 ميلان به فتح اول و دوم - ميل ، رغبت / 513 ميدان گرفتن - دور شدن ، فاصله گرفتن 665 مىماند - شبيه است 613 ميمنتى - ميمندى 571 * * * ناباك « 1 » - بىباك / 518 نابايست - خطا / 374 نابرخوردار - بىبهره / 426 ناپارسائى / 735 ناجع - نافع ، سودمند 711 ناچخ و كتاره در كس گرفتن - با ناچخ و كتاره كسى رازدن 550 - 551 ناچخ به فتح سوم - تبرزين 550 ناحفاظى - بىعفتى ، بىناموسى 179 - 503 ناحفاظ - بىعفت 631 - 676 - 713 ناحفاظى كردن - زنا كردن 680 ناحق‌شناس 561 ناخن‌پيرا - ناخن‌گير 333 ناخوبى - خيانت و بدكردارى 703 ناديده آوردن - نديده گرفتن 515 نازك طبع - زودرنج 187 ناقص عقل - كنايه از زن است 709 - ضعيفه ، عورت ، سليطه نامه فرمودن - دستور نامه‌نوشتن دادن ( فعل دو متعدى ) 372 ناموس - قانون ، قاعده 3 / 20 نامزد فرمودن - مأمور كردن 578 نامزد كردن - مأمور كردن 587 نامزد - مأمور / 565 ناموس كوس با اضافه / 357 ناموس وسالوس - تزوير و نيرنگ / 75 نام بزرگ - اسم اعظم / 697 - 698 700 - 701 نان به كرشمه خوردن - نان از سر سيرى و ناز خوردن / 442 نان طلب - محتاج / 143 نان ميده - نانى كه از آرد بىسبوس پخته باشند / 243 - 268 ناهنگام - بىهنگام / 430 ناهيه - بازدارنده / 532
هامش
( 1 )دليرى سيه نامه اى سنگدل * به ناباكى ابليس از وى خجل( سعدى )