مهرهء زهره / 73
مهر ضلالت به كسر راء / 201
مهمان آمدن - مهمان شدن / 683
مهمان داشتن - نگهداشتن به مهمانى / 142
مهموم - غمزده / 9
ميتين - كلنگ / 224
ميده - آرد بيخته و بىسبوس / 243 - 268
ميشوم سريرت - نامبارك / 247
ميشوم به قياس غلط و صحيح آن مشؤوم يا مشوم از شأم يشأم است ولى اين صورت اغلب در كتب عربى و فارسى ديده شده در مقابل ميمون
ميل كردن - منحرف شدن / 701
ميلان به فتح اول و دوم - ميل ، رغبت / 513
ميدان گرفتن - دور شدن ، فاصله گرفتن 665
مىماند - شبيه است 613
ميمنتى - ميمندى 571
* * * ناباك « 1 » - بىباك / 518
نابايست - خطا / 374
نابرخوردار - بىبهره / 426
ناپارسائى / 735
ناجع - نافع ، سودمند 711
ناچخ و كتاره در كس گرفتن - با ناچخ و كتاره كسى رازدن 550 - 551
ناچخ به فتح سوم - تبرزين 550
ناحفاظى - بىعفتى ، بىناموسى 179 - 503
ناحفاظ - بىعفت 631 - 676 - 713
ناحفاظى كردن - زنا كردن 680
ناحقشناس 561
ناخنپيرا - ناخنگير 333
ناخوبى - خيانت و بدكردارى 703
ناديده آوردن - نديده گرفتن 515
نازك طبع - زودرنج 187
ناقص عقل - كنايه از زن است 709
- ضعيفه ، عورت ، سليطه
نامه فرمودن - دستور نامهنوشتن دادن ( فعل دو متعدى ) 372
ناموس - قانون ، قاعده 3 / 20
نامزد فرمودن - مأمور كردن 578
نامزد كردن - مأمور كردن 587
نامزد - مأمور / 565
ناموس كوس با اضافه / 357
ناموس وسالوس - تزوير و نيرنگ / 75
نام بزرگ - اسم اعظم / 697 - 698 700 - 701
نان به كرشمه خوردن - نان از سر سيرى و ناز خوردن / 442
نان طلب - محتاج / 143
نان ميده - نانى كه از آرد بىسبوس پخته باشند / 243 - 268
ناهنگام - بىهنگام / 430
ناهيه - بازدارنده / 532
هامش
( 1 )دليرى سيه نامه اى سنگدل * به ناباكى ابليس از وى خجل( سعدى )