با همت باز باش و با كبر پلنگ * زيبا به گه شكار و پيروز به جنگ
425
جهل هر محنتى به روى آرد * روى دركش ز صحبت جهّال . . .
318
از صرفه همى زدى تو بر كفشت نعل * اكنون تو حميم نوش و من بادهء لعل
243 ( از رباعى )
در ورطهء مرگ مانده بودم مهمل * گم كرده سررشتهء تدبير و حيل . . .
570 ( رباعى )
برخيز و بيا كه خانه آراستهام * ز ايزد به دعا وصل ترا خواستهام
249 ( رباعى )
هرچند هست كيسهء من از درم تهى * لاكن چو قانعم به حقيقت توانگرم . . .
66
بيا تا ببينى كه من برچه حالم * كه از مويه چون موى و از ناله نالم
744
در سر دارم كه بندگىهات كنم
( مصراع از رباعى ) 706