وبالى كه طاغى ز طغيان كشد * يقين دان كه كافر ز كفران كشد
539
زندگانى به حزم كن زيرا * در كسى حسن اعتقاد نماند . . .
615
به آب تيره توان كرد نسبت همه لؤلؤ * ببين كه لؤلؤ روشن به آب تيره چه ماند
24
هركس كه ورا نام حكيم است مپندار * كز لوح خرد خاطر او حكمت خواند . . .
490
صاحب عادل نظام الملك عالى اقتدار * كآسمان قدر او از چرخ مينا كردهاند . . .
193
رفق ملواح دام اعمال است * كه بدان صيد دوستى گيرند . . .
401
گفتهء من مىنمايد اين سخن ليكن تراست * زان كه اقبالت مرا اين در زبان مىافكند
4
صاحب عادل نظام الملك آن دريادلى * كآفتاب راى او بر ماه طنازى كند . . .
579