تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
نيست عيبى آفتاب چرخ را * گر كسى گويد مر او را كوزن است . . .
664
تيرگى اين صفه روشن‌تر شود لاكن هنوز * چشم عبرت‌بين ما را سرمه اندر هاون است . . .
71
گرچه ما را نفاق نيكو نيست * اندرين عهد ما نفاق به است . . .
183
صاحب عادل نظام الملك عالى رتبتى * كآسمان ملك را راى منيرش خور شده است . . .
76
گريز از چو تو پادشه ننگ نيست
( مصراع ) 645
يك قطره ز آب شرم و يك ذره حيا * در چشم و دلت خداى داناست كه نيست
674 ( از رباعى )
امروز كه روز خسرو ماضى نيست * خرم‌تر از آن‌كه چون توى قاضى نيست . . .
578 ( رباعى )
صحبت ابلهان چو ديگ تهى است * اندرون خالى و برون سيهى است
342