فهرست مثلهاى سائر و سخنان پندآميز و بعضى سخنان ديگر
فارسى برحسب حرف اول « 1 »
آب دريا به غربال نتوان پيمود 742 حساب رمل بيابان . . .
از حاسد آن به كه تو شاد باشى و او غمگين بود 35
اسب اگرچه دونده باشد روزى به سر درآيد 620
( وزير گفت ) : اگر تو خدمت ملوك توانستى كرد ترا گياه نبايستى خورد . ( بقراط بخنديد و گفت ) :
اگر تو گياه بتوانستى خورد ترا خدمت ملك نبايستى كرد . 70
اگر خواهى كه مردمان ترا دوست دارند تو مال را دشمن دار 239
بخيل سيم به حجام نيك ندهد 323 سر او . . .
بد مكن كه بد افتى چه مكن كه خود افتى 124 در آن چاه
بر عاقل واجب باشد كه زن از خاندان صلاح و عفت خواهد تا به ندامت و
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به تكمله پايان همين فهرست