شعر علمى مرغوب است و فضلى شايسته 166
شعر به كارى نيايد و شاعر را درجاتى نتوان نهاد 166
شمشير اگرچه برّان بود آخر رخنه شود « 1 » 620
كرم غريب وجود يتيم است 661
كشتند و خورديم كاريم و خورند 63
مرد آن كس كه او را عقل نيست 315
مرد بىخانه چون سپرى بود بىدسته 460
مكر كار عاجزان باشد 61
ملك جز به شمشير راست نيايد 373
موى سپيد بر روى زن خوبروى تباه آيد 686 زن جوان . . .
وفاى عهد عيار گوهر مردان است 420
هرچند كه در اسراف خير نيست اما در خير اسراف نيست 482
هركه بر خود پادشاه تواند بود او را از بندگى كردن همهء پادشان عار آيد 70
هركه به حرص به جايى نشيند كه خواهد به جاييش كشند كه نخواهد 67
هركه به نام فريفته شود به جان درماند 489
هيچ نعمتى مر آدمى زاد را و راى زن پارسا نيست 664
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به فهرست لغت و اصطلاح و تعبير