تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
غرامت گرفتار نشود 697 بر نيكويى مزد گرفتن با معاملت ارباب فتوت و مروت نسبت ندارد ( قول سليمان طرار رئيس دزدان ) 108 بنده برادر نشود 625 - ليس عبد . . . پارسايى كه از درويشى باشد آن را اعتبارى نبود . 466 تربيت ناكسان سبب ندامت است و رعايت جانب ايشان وسيلت غرامت 635 تنها خوردن از طريق مروت دور بود 498 چه‌گونه خداوند باشد كسى كه به دعاى زنى محتاج باشد 681 چنان‌كه در تقدير شركت نيست در خيانت بركت نيست 486 چينه ديد و دام نديد 742 حساب رمل بيابان به تختهء خاك « 1 » برون نتوان آورد 742 - آب دريا . . . دراز ريش هرآينه احمق بود 331 - 332 در آن چاه افتاد كه خود كنده بود 39 - بد مكن . . . دروغ گفتن دليل نامردى باشد 171 درويشى بهتر از توان‌گرىست « 2 » 203 - 207 ( قول مانى ) رحمت بر زنى باد كه گوشهء مقنعهء وفادارى او بر دستار مردان ترجيح دارد 678 رعيت رمه‌اند و من شبان 488
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به فهرست لغت و اصلاح و تعبير ( 2 ) -اى دل اگر به ديدهء تحقيق بنگرى * درويشى اختيار كنى بر توانگرىسعدى
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 806 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )