او را پيش آمد « 1 » ، برنئى « 2 » نشسته و مىدويد و سوارى مىكرد « 3 » و كودكان دنبالهء « 4 » او گرفته بودند « 5 » . مرد دلتنگ شد و گفت : اگر با وى مشورت كنم ، از ديوانه سخن عاقلان چگونه توان يافت « 6 » ! چارهاى نديد . از وى سؤال كرد كه : اى ديوانه « 7 » ، مىخواهم كه زنى نكاح كنم « 8 » و با تو مشورت مىكنم ، چه صواب مىبينى و « 9 » چگونه « 10 » خواهم « 11 » ؟ ديوانه گفت : زنان سه گروهاند : يكى ترا است كه « 12 » بر تست و يكى نه تراست و نه بر تست و يكى بر تست و نه تراست « 13 » . هوش « 14 » دار تا اسب من ترا لگد نزند . اين بگفت و از پيش من ميدان گرفت « 15 » ، و من بر عقب او بدويدم و گفتم : اين سخن عاقلان است نه سخن ديوانگان . او را دريافتم « 16 » . گفتم : اى ديوانه ، اسب بازدار و عنان بازكش و « 17 » معنى اين سخن بازران « 18 » .
ديوانه « 19 » بايستاد و گفت : زنى كه تراست « 20 » ؛ زنى باشد كه بكر در كنار تو آيد و كس ديگر را نديده بود و نشناخته « 21 » و مهر تو بر دل نهد « 22 » . و اما آن زن كه بر تست « 23 » و نه تراست « 24 » ؛ زنى باشد كه شويى ديگر داشته باشد « 25 » ، به تن با
هامش
( 1 ) - مج - او را پيش آمد
( 2 ) - مج : كه برنى .
( 3 ) - مپ 2 - و سوارى مىكرد .
( 4 ) - مپ 2 : از دنبال ، مج : دنبال
( 5 ) - مپ : مىدويدند .
( 6 ) - مپ 2 : نيايد .
( 7 ) - مج - اى ديوانه .
( 8 ) - مج : در نكاح آرم
( 9 ) - مج : زن .
( 10 ) - مپ 2 + زنى .
( 11 ) - بنياد + و بكنم يا نه .
( 12 ) - مپ 2 : نه ، مج : و يكى .
( 13 ) - مج - و يكى بر تست و نه تراست .
( 14 ) - متن و مپ 2 و بنياد : گوش .
( 15 ) - مج : برميد ، مپ 2 : برفت .
( 16 ) - مج + و .
( 17 ) - مپ 2 - اسب بازدار و عنان بازكش و .
( 18 ) - مج : بگوى .
( 19 ) - مج - ديوانه .
( 20 ) - بنياد + و برتست .
( 21 ) - مپ 2 - و نشناخته .
( 22 ) - مج - و نشناخته و مهر تو بر دل نهد .
( 23 ) - متن - بر تست ، مپ 2 : نه ترا بود .
( 24 ) - متن ترا بود . مپ 2 : نه بر تو باشد ، مج - و نه تراست .
( 25 ) - مپ 2 : بود .