مقنعهء دو گزى ايشان « 1 » بر دستارسى گزى مردان ترجيح دارد و هيچ نعمتى مر آدمىزاد را وراى « 2 » زن « 3 » پارسا نيست . و متنبى مىگويد « 4 »
شعر :
فما التانيث لاسم الشمس عيب * و لا التذكير فخر « 5 » للهلال « 6 »
نيست عيبى « 7 » آفتاب چرخ را * گر كسى گويد مر او را كوزنست
ماه نو را گر مذكر خواندهاى * او ننازد ز آنكه از خور « 8 » روشنست
و ما درين باب حكايات زنان زاهده « 9 » و سبب زهد و عبادت ايشان تقرير كنيم و بيان عفت ايشان در قلم آريم بمشية اللّه و عونه .
حكايت ( 1 ) آوردهاند كه ايام خلافت امير المؤمنين منصور مردى بود كه « 10 » با خود قرار داده بود كه زن نخواهد « 11 » تا با صد كس مشورت نكند ، و با نود و نه تن مشورت كرد و شب درآمد و بخفت و « 12 » قرار داد كه بامداد نخست كسى كه مرا پيش آيد با وى مشورت « 13 » كنم . بامداد « 14 » چون از خانه « 15 » برون آمد « 16 » ديوانهاى
هامش
( 1 ) - متن و بنياد - ايشان ، مج : او .
( 2 ) - مج + دولتى .
( 3 ) - مپ 2 : زنان .
( 4 ) - بنياد - و متنبى مىگويد .
( 5 ) - متن : فخرا .
( 6 ) - مپ 2 و بنياد اين بيت را نياورده است .
( 7 ) - مج : عيب .
( 8 ) - مپ 2 : : خود ، مج : مه .
( 9 ) - مج + و پارسا
( 10 ) - مپ 2 - بود كه .
( 11 ) - مپ 2 و مج : نخواهم .
( 12 ) - مج : با خود .
( 13 ) - مج : مشاورت .
( 14 ) - مج - بامداد .
( 15 ) - مپ 2 - از خانه .
( 16 ) - مج : آمدم + اول كسى كه او را پيش آمد .