و حقوقى كه در خدمت « 1 » او داشتم بازراندم ، و آنچه در حق او كرده بودم از ابتداى عهد تا آن غايت جمله تقرير كردم و او بر « 2 » جمله معترف شد . گفتم :
سبب چه بود كه تو در حق من چندان غمز و قصد كردى ، آخر بگوى كه از من به چه « 3 » آزرده بودى ؟ گفت : وقتى كلاهى مزوّقهء « 4 » صوفيانه بر سر داشتى ، و من از تو بخواستم و به من ندادى ، و بعد از دو روز آن را بر سر متعلمى « 5 » ديدم و از تو برنجيدم و آنهمه قصد كه بكردم بدين سبب كردم . گفتم : سبحان اللّه اصل بد و نژاد لئيم چنين باشد ، كه به سبب قدرى كاغذ و « 6 » كرباس « 7 » حقوق چندان « 8 » نعمت « 9 » به عقوق « 10 » مقابله كند . و دانستم كه تربيت ناكسان سبب ندامت « 11 » است و رعايت جانب ايشان « 12 » وسيلت غرامت كه گفتهاند :
بيت
چون « 13 » ابر « 14 » كه در « 15 » حمايت مهر * بالا شود و بپوشدش چهر
از مهر « 16 » فلك بلند گردد * پس به روى چشم بند گردد « 17 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج : ذمت
( 2 ) - مپ 2 - بر ، مج : به
( 3 ) - مپ 2 و مج + سبب
( 4 ) - متن و بنياد : مروحه ، مپ 2 ، مروجه ، مج : مردوجه ، تصحيح قياسى است
( 5 ) - مپ 2 : معلمى
( 6 ) - مج - كاغذ و
( 7 ) - مپ 2 : به سبب كلاهى + چندان
( 8 ) - مپ 2 - چندان
( 9 ) - مج : انعام و احسان را ، مپ 2 + و انعام و احسان
( 10 ) - بنياد : به حقوق
( 11 ) - مج + و غرامت
( 12 ) - متن - ايشان ، مج : خسيسان
( 13 ) - متن و مپ 2 : چو
( 14 ) - مج :
آب
( 15 ) - متن : آيد اندر ، مپ 2 : آيد در
( 16 ) - مج + و .
( 17 ) - در نسخهء مپ 2 اين بيت نيست