و « 1 » انعام و شفقت و رأفت « 2 » او نصيبى تمام « 3 » ندارد « 4 » . لاجرم آفريدگار سبحانه و تعالى رايت رفعت او را هرروز عالىتر مىدارد و اسباب مكنت و حشمت او را ممهدتر مىگرداند و ذات او را از طوارق زوال و حوادث عين الكمال مسلم مىفرمايد « 5 » . بدين سبب همهء دلها در هواى خدمت او منطبقاند « 6 » و همهء زبانها به ثناى او منطلق ، و انس و جان از براى انس جان « 7 » اين دعا را « 8 » ورد زبان ساختهاند .
بيت
نظام الملك دستورى كه ناصر « 9 » غيبدان بادش * هميشه بر زمين نصرت ز دور آسمان بادش
چو هست او آصف ثانى به امر « 10 » خسرو عالم * كه آمد وارث جم ، دست مطلق بر جهان بادش
جوانمردى است راى پير او را پيشه زان معنى * سپهر پير فرمانبرهم از « 11 » بخت « 12 » جوان بادش
ركابش مهر و مه زيبد ، جنيبت خنگ « 13 » گردونش * جنابش آسمان شايد « 14 » سعادت همعنان بادش « 15 »
هامش
( 1 ) - مج + بذل و
( 2 ) - مج + و نصف و عنايت
( 3 ) - مپ 2 - تمام
( 4 ) - مج : بدارند
( 5 ) - مج : مصون مىدارد
( 6 ) - مپ 2 - اند ، مج : مستقصد
( 7 ) - مج - از براى انس جان
( 8 ) - مج + از براى او
( 9 ) - مپ 2 : نادر
( 10 ) - مج + او
( 11 ) - مج :
او
( 12 ) - مپ 2 : تخت
( 13 ) - متن و مپ 2 : خيل
( 14 ) - مج :
سايد
( 15 ) - مج +هر آنكو نيست اندر خدمت تو راست آسا * زهش در گردن و در بند و قد همچون كمان بادش