حكايت ( 5 ) در آنوقت كه امير اسماعيل « 1 » سامانى رحمة اللّه عليه « 2 » به حكم فرمان امير المؤمنين « 3 » معتضد با عمرو ليث حرب كرد و او را بشكست و عمرو را « 4 » دستگير كرد و او را در قفصى « 5 » آهنين به حضرت خلافت « 6 » فرستاد ، آنروز كه عمرو را به بغداد « 7 » آوردند امير المؤمنين « 3 » معتضد بار عام داد و وضيع « 8 » و شريف را احضار فرمود و « 9 » در اثناى آن « 10 » اين كلمات بر زبان راند كه : « ان لنعم الملوك عليكم حقوقا فاذا ابطلتموها « 11 » بالكفران اتيكم « 12 » السوق « 13 » متقاضيه و اللّه اعلم « 14 » . » ( كذا )
حكايت ( 6 ) در آنوقت كه بهرام چوبين از حرب پرويز منهزم بازگشت « 15 » ، تنها ، بىخدمتگاران و حاشيه مىرفت « 16 » ، در راه به خانهء « 17 » پيرزنى نزول كرد و از آن پيرزن قدحى خواست كه در « 18 » آنجا شراب « 19 » خورد .
پيرزن كدويى « 20 » پيش « 21 » آورد . چون شرابى چند خورد « 22 » طبقى طلبيد كه نقل در آنجا كند . پيرزن طبقى سفالين « 23 » ناشسته پيش « 24 » آورد . بهرام بنشست
هامش
( 1 ) - مج + احمد
( 2 ) - مپ 2 - رحمه اللّه عليه
( 3 ) - بنياد - امير المؤمنين
( 4 ) - مپ 2 - را
( 5 ) - مج : قفص
( 6 ) - مپ 2 : به خدمت او
( 7 ) - مج : در
( 8 ) - مج : دنى
( 9 ) - مپ 2 : چون خلايق حاضر آمدند
( 10 ) - مج : در آن اثنا
( 11 ) - مپ 2 : مطلتموها ، متن :
مطموها
( 12 ) - متن : اسلم
( 13 ) - مج : اسيران
( 14 ) - مپ 2 و مج - و اللّه اعلم
( 15 ) - مپ 2 : گشت
( 16 ) - مپ 2 - تنها بىخدمتگاران و حاشيه مىرفت
( 17 ) - مپ 2 : در خانه ، مج : دربخانه
( 18 ) - مپ 2 : از
( 19 ) - مپ 2 و مج : آب
( 20 ) - مپ 2 : كدوبنى ، مج : كدو
( 21 ) - مج + او
( 22 ) - مپ 2 - چون شرابى چند خورد ، مج : بخورد
( 23 ) - متن و مپ 2 و بنياد : سفله
( 24 ) - مپ 2 + او