گردد « 1 » و « 2 » چون حال او از غايت اضطرار از حد « 3 » درگذرد « 4 » اين خريطه را به وى ده « 5 » . شاهزاده سر « 6 » آن خريطه « 7 » بگشاد و در آنجا سه كاغذ يافت ؛ بر « 8 » يكى نوشته بود كه در فلان باغ كبوترخانهايست چون در كبوترخانه روى هفت گام بگذار و هشتم را ببين « 9 » كه « 10 » آنجا ده هزار دينار « 11 » نهادهام ، آن را برگير و در مصالح خود صرف كن « 12 » . و در دو كاغذ « 13 » ديگر نوشته « 14 » كه به دست فلان ده هزار دينار امانت « 15 » نهادهام و به دست فلان خواجهء ديگر ده هزار دينار مغربى « 16 » وديعت است « 17 » بايد كه از ايشان بستانى و عمر در آسايش گذرانى .
شاهزاده « 18 » چون آن سه كاغذ « 19 » بديد شاد شد . در حال در باغ شد « 20 » و آن كبوترخانه را بكند « 21 » و « 22 » زر بيافت و به وثاق نقل كرد و بيست هزار دينار ديگر « 23 » از آن معتمدان بستد و باز خود را تجملى ساخت و اسباب معيشت را منتظم گردانيد « 24 » ، و چون آن حريفان بديدند كه « 25 » باز طراوتى به كار « 26 » او « 27 »
هامش
( 1 ) - مج + بايد
( 2 ) - مج : كه
( 3 ) - متن و بنياد - از حد
( 4 ) - مپ 2 - و چون حال . . . درگذرد
( 5 ) - مج : دهى
( 6 ) - مپ 2 - سر
( 7 ) - مپ 2 : را
( 8 ) - متن و مپ 2 و بنياد : در
( 9 ) - مپ 2 :
در هشتم ، مج - كبوترخانهايست . . . و هشتم را + در زير فلان درخت
( 10 ) - متن و بنياد + در ، مپ 2 - كه
( 11 ) - مج + زر
( 12 ) - مپ 2 - آن را برگير . . . صرف كن
( 13 ) - مپ 2 : و در آن
( 14 ) - مپ 2 + بود ، مج :
نبشته
( 15 ) - بنياد - امانت
( 16 ) - مپ 2 + است كه ، مج - مغربى
( 17 ) - متن - است ، مپ 2 : دادهام
( 18 ) - مپ 2 - شاهزاده
( 19 ) - مپ 2 :
كاغذها را
( 20 ) - مپ 2 - در باغ شد ، مج : بدان باغ رفت
( 21 ) - مپ 2 :
به آن كبوترخانه رفت ، مج - و آن كبوتر . . . بكند
( 22 ) - مپ 2 و مج + آن
( 23 ) - بنياد - ديگر
( 24 ) - مپ 2 : تجملى نيكو و اسباب معيشت ساخت
( 25 ) - مپ 2 + او را باز
( 26 ) - مپ 2 : در كار
( 27 ) - مپ 2 - او