را « 1 » غفلت او « 2 » معلوم شد طمع ملك كاشغر « 3 » او را باعث و « 4 » محرض آمد « 5 » كه عهد را نقض كند و بيوفايى را « 6 » پيشه سازد ، و در استخلاص ملك كاشغر سعى نمايد « 7 » . پس « 8 » سى « 9 » هزار سوار « 10 » جمع كرد « 11 » و به در « 12 » كاشغر آمد ، و خان كاشغر كار « 13 » ناساخته بود ، پس « 14 » به نزديك او رسولان فرستاد و او را از عهد و ميثاق و سوگندها ياد داد و هرچند « 15 » گرد تلطف و دلجويى برآمد مفيد نيفتاد و خان ختن بدان التفاتى « 16 » نكرد . پس « 17 » خان كاشغر مضطرب شد و از شهر - هاى تركستان شهرى است « 18 » كه آن را كش « 19 » خوانند « 20 » و آن را هم پادشاهى قديم بود « 21 » و در ولايت او « 22 » در قصبهاى « 23 » كه آن را بارم « 24 » خوانند دهقانى « 25 » بود و « 26 » او را « 27 » پسرى « 28 » دررسيده بود « 29 » كه در مردى بر رستم زال خنديدى
هامش
( 1 ) - متن - را ، مپ 2 : از آن
( 2 ) - متن + را
( 3 ) - مج - غفلت او معلوم شد طمع ملك كاشغر ، متن و بنياد + و غفلت طمغاج خان
( 4 ) - مج - او را
( 5 ) - مپ 2 و مج + بر آن
( 6 ) - مپ 2 و بنياد - را
( 7 ) - مپ 2 - و در استخلاص . . . نمايد
( 8 ) - مپ 2 : با
( 9 ) - مپ 2 :
چند ، بنياد : تنى + چند
( 10 ) - بنياد - هزار سوار
( 11 ) - مپ 2 :
و فيل
( 12 ) - متن : به درگاه ، مپ 2 - در
( 13 ) - مج - كار
( 14 ) - متن : پسر ساوجى ، مج و بنياد - پس
( 15 ) - متن + كه ، مج + به
( 16 ) - مپ 2 و مج و بنياد : التفات
( 17 ) - مج - پس
( 18 ) - مج + قديم
( 19 ) - بنياد : كشن
( 20 ) - مج و بنياد + و پارسيان آن را كجا خوانند
( 21 ) - مپ 2 - و از شهرهاى تركستان . . . قديم بود
( 22 ) - مپ 2 : و در شهر تركستان
( 23 ) - متن : شهرى كه ، مپ 2 : قصبهاى هست
( 24 ) - مج : قارم
( 25 ) - مپ 2 : دهقان
( 26 ) - متن - بود و
( 27 ) - مپ 2 - و او را
( 28 ) - مپ 2 + نو
( 29 ) - متن : آمد