كه « 1 » چون من عنان اسب طغانتكين بگيرم شما هريك عنان « 2 » يكى از خواص « 3 » او بگيريد و به بهانهء باقى مال « 4 » جمله مردان « 5 » را فروگيريد « 6 » . پس روز ديگر چنان كردند ، و امير سبكتكين عنان طغانتكين بگرفت « 7 » . طغان « 8 » عنان از دست امير بستد و اسب را « 9 » برانگيخت و به قلعهء بست شد و دويست « 10 » و اند « 11 » كس از خواص او گرفتار شدند ، و امير ناصر الدين حال را « 12 » به جنگ مشغول نشد « 13 » چه « 14 » آخر ماه رمضان بود ، چندانكه ماه رمضان بگذشت لشكر به در قلعه درآورد و هم « 15 » در آن « 16 » روز « 17 » آن « 18 » حصار بستد « 19 » و طغان و برادرش را « 20 » بدست آورد « 21 » و سياست « 22 » بليغ فرمود و جزاى نكث و نقض « 23 » عهد بديشان رسانيد و معنى « 24 » و لا يحيق المكر السيّى الّا بأهله به تحقيق پيوست « 25 » و بست و نواحى آن را مستخلص گردانيد و هيبت و حشمت « 26 » او بدان سبب
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 - كه
( 2 ) - مج + هر
( 3 ) - بنياد : خواصان
( 4 ) - متن - مال ، بنياد - باقى مال
( 5 ) - مج و بنياد - مردان
( 6 ) - مپ 2 - و به بهانه . . . فروگيريد
( 7 ) - مپ 2 - و امير سبكتكين عنان طغانتكين بگرفت
( 8 ) - مپ 2 + تكين ، بنياد : طغاى
( 9 ) - مج - را
( 10 ) - بنياد : و در را ببست
( 11 ) - مپ 2 و مج و بنياد : چند
( 12 ) - مپ 2 و بنياد - حال را
( 13 ) - متن : شد
( 14 ) - متن - چه ، بنياد : و
( 15 ) - مج - هم
( 16 ) - متن و مج و بنياد - آن
( 17 ) - بنياد - روز
( 18 ) - مپ 2 و مج - آن
( 19 ) - بنياد : دربستند
( 20 ) - متن - را
( 21 ) - بنياد : درآورده
( 22 ) - مپ 2 و بنياد : سياستى
( 23 ) - مپ 2 - و نقص
( 24 ) - مپ 2 : و آيت ، مج - و معنى
( 25 ) - متن - و معنى و لا يحيق . . . پيوست ، مپ 2 : انجاميد ، مج - به تحقيق پيوست
( 26 ) - متن - و حشمت