ترا به شهر خود برم و همهء عمر با تو « 1 » خوش باشم ، و البته جز به رضاى تو نروم « 2 » و من با تو « 3 » برين جمله عهد و پيمان كردم « 4 » ، و چند ازين دمدمهها بر كنيزك خواند تا وى « 5 » راضى شد « 6 » . پس كنيزك در خانه « 7 » شد و هركجا نقدى و جامهاى « 8 » بود « 9 » كه برگرفتن « 10 » آن ميسر شدى برداشت و با آن جوان از خانه برون آمد و در خانه گشاده بگذاشت و برفت . اتفاق چنان افتاد كه آن شب پسر ابو صامت در آن ديه بماند ، و شب درآمد « 11 » و سايلى در « 12 » خانه رفت « 13 » و چندانكه فرياد كرد « 14 » هيچكس « 15 » جواب نداد « 16 » و در خانه را گشاده ديد . سايل « 17 » درون خانه آمد « 18 » خانهاى « 19 » ديد آراستهء « 20 » پرنعمت و هيچ حافظى نه ، در حال آنچه مىتوانست نقل كرد و بار دگر معاودت نمود تا آنگاه كه « 21 » خانه را تهى كرد . پس « 22 » روز ديگر پسر ابو صامت به خانه آمد . خانه را ديد از نعمت چون دل خود از مروت « 23 » خالى « 24 » ، كنيزك رفته و مال برده « 25 » . دانست كه آنچه
هامش
( 1 ) - مپ 2 : هم
( 2 ) - مج : بجز در تحرى رضاى تو نكوشم
( 3 ) - مج - و من با تو
( 4 ) - مج : بستند
( 5 ) - متن : كنيزك
( 6 ) - مپ 2 - و البته جز به رضاى . . . تا وى راضى شد
( 7 ) - بنياد + خواجه
( 8 ) - بنياد + كه
( 9 ) - مج : لطيف
( 10 ) - مج : نقل
( 11 ) - مپ 2 :
در آن شب
( 12 ) - مپ 2 : به در آن ، مج : به در
( 13 ) - مپ 2 : آمد ، بنياد : درآمد
( 14 ) - مپ 2 : آواز داد
( 15 ) - مپ 2 - هيچكس ، مج + او را
( 16 ) - مپ 2 : نشنيد
( 17 ) - مج : و ، مپ 2 - سايل
( 18 ) - بنياد - و چندانكه فرياد كرد سايل درون خانه آمد ، مپ 2 : دررفت
( 19 ) - مپ 2 و بنياد + را
( 20 ) - مپ 2 و بنياد - آراسته
( 21 ) - مپ 2 - تا آنگاه كه
( 22 ) - مج - پس
( 23 ) - مج - از مروت
( 24 ) - مپ 2 :
خانه چنان ديد
( 25 ) - مج : مال تلف كرده