بيرون « 1 » آمد و به در سراى پادشاه رفت « 2 » ، دراعهاى سپيد پوشيده و پسوپيش آن چاك كرده « 3 » و زنّارى « 4 » از ليف در گردن انداخته « 5 » و « 6 » بندى از نمد بر دهان بسته « 7 » و طومارى كهنه « 8 » به دست گرفته « 9 » و آن را بر سينه نهاده « 10 » ، و جماعتى از معارف « 11 » مغان « 12 » گويند كه او از راه سقف به بارگاه گشتاسف « 13 » فرود آمد به بلخ و در وقت آنكه آفتاب به خط استوا رسيده بود او « 14 » از آسمان فرود آمد و گشتاسب در خواب بود « 15 » او را « 15 » بيدار كرد و او را به خود دعوت كرد و آن كتاب زند « 16 » واستا « 17 » در پيش او بنهاد و آن كتاب را مختلف به لغت « 18 » امم ساخته بود « 19 » و آن را سنتى « 20 » مفرد « 21 » نهاده و حروف آن زيادت از حروف جملگى « 22 » لغتها است « 23 » ، و غرض او آن بود تا هيچكس ديگر « 24 » بر آن واقف نشود . پس گشتاسب علماى حضرت خود را جمع كرد تا آن را از وى بشنيدند « 25 »
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 : بدر
( 2 ) - مج : آمد ، مپ 2 - و بدر سراى پادشاه رفت
( 3 ) - مپ 2 - و پسوپيش آن چاك كرده
( 4 ) - مپ 2 : تارى ، بنياد : ردايى
( 5 ) - مپ 2 : انداخت
( 6 ) - مج + دهن
( 7 ) - مپ 2 :
بست
( 8 ) - مج : كهن
( 9 ) - مپ 2 : بر دست گرفت
( 10 ) - مپ 2 - و آن را بر سينه نهاده
( 11 ) - مج - معارف
( 12 ) - مپ 2 - از معارف مغان
( 13 ) - مپ 2 و مج : گشتاسب
( 14 ) - متن : و
( 15 ) - مج - ببلخ و در وقت . . . در خواب بود ، مپ 2 - و در وقت . . . فروآمد
( 15 ) - مج :
گشتاسب را
( 16 ) - مج - زند و
( 17 ) - مج + را ، مپ 2 - زند واستا
( 18 ) - مج : مخالف لغت ، مپ 2 : مختلف لغت ، بنياد - لغت
( 19 ) - متن :
نهاد ، بنياد - امم ساخته بود
( 20 ) - مج : بيتى
( 21 ) - متن و مج :
مقرر
( 22 ) - مپ 2 - جملگى
( 23 ) - مپ 2 : بود مج - است
( 24 ) - مپ 2 - ديگر
( 25 ) - مج : تا سخن او بشنيدند ، مپ 2 - تا آن را از وى بشنيدند