و گفتند : حرفت ما « 1 » ديدى و طريق كسب ما مشاهده كردى « 2 » ، و اين يك « 3 » لطيفه بود از هفتاد و دو نوع كديه كه بدان « 4 » مال بدست آريم ، اكنون اگر تو به مصاهرت « 5 » ما رغبت مىكنى مرا « 6 » دامادى بهتر از تو كجا باشد و لكن من عهد كردهام « 7 » كه دست پيمان دختر جز از سيمى نتواند بود كه از كديه بحاصل « 8 » شده باشد « 9 » ، پس اگر « 10 » خواهى كه « 11 » كار برآيد ترا كديه بايد كرد و از آن طريق چيزى بدست آوردن « 12 » تا دختر به تو تسليم كرده آيد . مرد « 13 » بازرگان گفت :
من نعمت بسيار دارم و از معارف « 14 » تجارم و خلق مرا مىشناسد « 15 » چگونه كديه كنم و حيا « 16 » كى گذارد كه دست سؤال پيش كسى دراز كنم « 17 » . شيخ عباس « 18 » گفت : من ترا بياموزم ، و ترا چند روزى « 19 » ملازم خانه بايد بود و خود را تنگدل و مضطرب به خلق نمودن « 20 » ، و شك نيست كه هركسى از دوستان و آشنايان از تو و « 21 » حال تو تفحص كنند و با يكى از جملهء خواص كه باشد « 22 » بر سبيل استسرار « 23 » ببايد گفت كه مرا در اين مدت زيانها رسيده است و مال
هامش
( 1 ) - مپ 2 + را
( 2 ) - مپ 2 - و طريق كسب ما مشاهده كردى
( 3 ) - مج - يك
( 4 ) - مج - بدان
( 5 ) - مج + دختر
( 6 ) - مپ 2 :
ما را
( 7 ) - مج : دارم
( 8 ) - متن : حاصل
( 9 ) - متن :
آيد
( 10 ) - متن و مپ 2 + تو
( 11 ) - مپ 2 و مج + اين
( 12 ) - مج : آرد
( 13 ) - مپ 2 - مرد
( 14 ) - مپ 2 : معاريف
( 15 ) - متن و مج + من
( 16 ) - متن و مج + مرا
( 17 ) - مپ 2 : دارم
( 18 ) - مپ 2 - عباس
( 19 ) - مج : روزى چندى + به خانه ، مپ 2 - چند + در خانه ما
( 20 ) - مج : بايد نمود
( 21 ) - مپ 2 و مج - تو و
( 22 ) - مپ 2 - با يكى از جمله خواص كه باشد
( 23 ) - متن : اسرار ، مپ 2 :
استرار + با يكى از خواص