تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
عاريت بخواهم تا « 1 » آن كار خير را اقامت كند . و من « 2 » كار دختر را تمام كردم « 3 » و « 4 » بامدادان « 5 » جمله را مىبردم تا به خداوندان بازدهم درين محلت در « 6 » حوالى اين مسجد آن خريطه « 7 » از من بيفتاد و چندانكه بازمىطلبم نمىيابم « 8 » . و بتر اينست كه هيچكس را از من اين باور نمىدارد « 9 » و در عقوبت « 10 » مطالبت خداوندان آن حليه‌ها « 11 » هلاك خواهم شد . اهل مسجد گفتند : نشان « 12 » حليه‌ها بازده كه آن به دست مردى متدين افتاده است و خداى عز و جل « 13 » آن را به تو رسانيد « 14 » زن نشانى « 12 » آن حليه‌ها به تمام و كمال بداد « 15 » . پس آن خريطه را « 16 » بوى بازدادند ، پس آن زن گفت : اى مسلمانان با شما و خداى عز و جل عهد كردم كه هرگز بيش « 17 » مشاطگى نكنم و به گرد اين شغل نگردم ، از براى خدا مرا چندانى زر بدهيد كه « 18 » قدرى پنبه بخرم و بريسم و به بهاى آن خود را و فرزندان خود را « 19 » بدارم « 20 » . و به زارى « 21 » زار بگريست چنان كه مردم « 22 » را بر وى رحم آمد و مبلغى زر « 23 » ديگر بوى دادند . پس بازرگان را به خانه باز « 24 » آوردند
هامش
( 1 ) - مج + او ( 2 ) - مج - و من + آن ( 3 ) - متن : كنم ، مپ 2 - و من كار آن دختر را تمام كردم ( 4 ) - متن + من ، مپ 2 : پس + من ( 5 ) - مج : بامداد + پگاه ( 6 ) - مپ 2 : بازدهم و ( 7 ) - متن - آن خريطه ( 8 ) - مپ 2 - و چندانكه بازمىطلبم نمىيابم ( 9 ) - مج : كس مرا باور نمىدارد ( 10 ) - متن و مپ 2 + و ( 11 ) - مپ 2 - حليه‌ها ( 12 ) - مپ 2 : نشانهاى ، مج : نشانى ( 13 ) - مج - عز و جل ( 14 ) - مپ 2 - و خداى عز و جل آن را به تو رسانيد ( 15 ) - متن و مپ 2 : بازداد ( 16 ) - مج - را ( 17 ) - مپ 2 - بيش ( 18 ) - مج + بدان ( 19 ) - مج - و فرزندان خود را ( 20 ) - مپ 2 : قوت خود و فرزندانم بدست آرم ( 21 ) - متن : به زار ، مپ 2 - به زارى ( 22 ) - مپ 2 : آن جماعت ، مج : مردمان ( 23 ) - مپ 2 - زر ( 24 ) - مج - باز