شدم روشن كه در جنب ضمير غيبدان او * بود آن « 1 » سايه بىمقدار بر خورشيد نورانى
الا تا آدمى از خلق مخصوصست در عالم * به يمن روح نورانى و فيض نور رحمانى « 2 »
به سال و ماه ذات او مصون بادا به عون حق « 3 » * ز شر نفس ظلمانى و « 4 » دست ظلم نفسانى
هامش
( 1 ) - مج : از
( 2 ) - متن و مپ 2 : روحانى
( 3 ) - مج : بادا عقت حق
( 4 ) - مج : ز