نياوردم « 1 » . چون سه شبانروز بگذشت او را گفتم « 2 » : بدان كه ميان من و پدر « 3 » - هيچ « 4 » آزار نبوده است و سبب اين زحمت به خدمت « 5 » تو آن بود كه « 6 » روزى مصطفى عليه الصلاة و « 7 » السلام و التحيه « 8 » در حق تو « 9 » چنين تشريفى « 10 » فرموده است « 11 » و من خواستم كه افعال و احوال تو « 12 » مشاهده كنم و از اوراد و اذكار تو استكشافى نمايم ، و چون مشاهده كردم زيادت اجتهادى نديدم كه تو مقاسات نمودى مرا بازنماى كه آن كدام خصلت است كه بدان « 13 » مستوجب اين خلعت شدهاى « 14 » ؟ آن مرد گفت : چندانكه در جريدهء اعمال خود نگاه مىكنم جز قصور و نقصان « 15 » نمىبينم ، اما اينقدر مىدانم كه هرگز بر نعمتى كه بر ديگرى ديدم حسد نبردم « 16 » و « 17 » كينهء هيچ برادر مسلمان در دل نگرفتهام و بدانستهام « 18 » كه هر قباى نعمتى كه خياط عنايت ازل بر قد « 19 » صاحب دولتى راست كرد مقراض « 20 » حسد حساد آن را نتواند دريد « 21 » . عبد اللّه گفت : اين خصلت بوده است كه ترا مستحق چنان تشريف فرموده است « 22 » و ما نفس را به رياضت رام اين خصلت توانيم كرد « 23 » . پس به حقيقت ببايد شناخت كه حسد سنگ دندان
هامش
( 1 ) - مپ 2 - ديگر در نظر نياوردم
( 2 ) - مج : گفتم او را
( 3 ) - مج + من
( 4 ) - مج + نقارو
( 5 ) - مج : نعمت خدمت
( 6 ) - متن - و سبب اين زحمت به خدمت تو آن بود كه
( 7 ) - مج - الصلوه و
( 8 ) - مپ 2 : صلى اللّه عليه
( 9 ) - متن - در حق تو ، مج - تو
( 10 ) - مپ 2 : بشارتى
( 11 ) - متن + در حق تو
( 12 ) - مپ 2 و مج + را
( 13 ) - متن : از آن
( 14 ) - متن و مپ 2 : خلقت شدهاى ، متن + آن را بيان فرماى تا ميزبانى تو بر من تمام شود
( 15 ) - متن : تقصير
( 16 ) - متن و مپ 2 - اينقدر مىدانم . . . حسد نبردم
( 17 ) - متن - و
( 18 ) - مپ 2 - و بدانستهام
( 19 ) - مج : قدر + صدر
( 20 ) - متن و مپ 2 : به مقراض
( 21 ) - مپ 2 : دندان ننمودم مج : دندان نتواند نمود
( 22 ) - مپ 2 : جنات گردانيده ، مج : جنان گردانيده است
( 23 ) - متن و مپ 2 : اين خصلت نمىتوانيم كرد ، مج : اين خصلت رام توانيم كرد ، تصحيح متن قياسى است