جماعت « 1 » منتظر بودند كه « 2 » تا آن كيست « 3 » كه بدين سعادت « 4 » مستسعد خواهد شد .
ناگاه مردى از انصار از راه درآمد « 5 » و در ميان ياران بنشست ، و چون مهتر عالم به حجرهء طاهره « 6 » خراميد « 7 » و صحابه « 8 » متفرق شدند عبد اللّه عمرو عاص « 9 » از غايت اخلاص به نزديك آن مرد رفت و گفت « 10 » : مرا با پدر گفتوگويى « 11 » بوده است و سوگند خوردهام كه سه شبانهروز « 12 » به وثاق او نروم ، و بر « 13 » هيچكس وثوقى « 14 » ندارم كه به نزديك او روم الا به تو « 15 » . اگر از راه كرم مرا سه شبانروز « 16 » مهماندارى به منت بسيار مقابله « 17 » افتد . آن مرد گفت : مرحبا و شاد آمدى « 18 » خانه « 19 » خانهء تست « 20 » . بيت « 21 » :
ناگه يارم بىخبر و آوازه * آمد بر من ز لطف « 22 » بىاندازه
گفتم كه چو ناگه آمدى عيب مكن * چشم تر و نان خشك و روى تازه
و اين كرامت به هيچ نوع عذر نتوان خواست « 23 » . عبد اللّه « 24 » مىگويد « 25 » :
سه شبانروز در خانهء او « 26 » مصاحب او شدم و درين مدت عبادت « 27 » زيادت از وى مشاهده نكردم و بيرون از « 28 » فرايض « 29 » و واجب طاعتى ديگر در نظر
هامش
( 1 ) - مپ 2 - جماعت
( 2 ) - مج - كه
( 3 ) - مپ 2 : گفت
( 4 ) - مج : كه اين ساعت
( 5 ) - مج : بيامد
( 6 ) - متن - طاهره
( 7 ) - مج : بيامد
( 8 ) - مپ 2 : اصحاب
( 9 ) - مج : عبد اللّه بن عمرو بن العاص
( 10 ) - مپ 2 : رفتند و گفتند
( 11 ) - مپ 2 : تفارقى مج : نقارى
( 12 ) - مج :
شباروز
( 13 ) - مپ 2 : به
( 14 ) - مج : وثوق
( 15 ) - مج : نزديك وى مقام كنم جز بر تو
( 16 ) - مج : شباروز
( 17 ) - مج : مقابل
( 18 ) - مج - و شاد آمدى
( 19 ) - مپ 2 و مج + من
( 20 ) - مج + اين كرامت را به هيچ نوع عذر نتوان خواست
( 21 ) - مج : نظم
( 22 ) - مپ 2 : به لطف
( 23 ) - مج - و اين كرامت . . . خواست
( 24 ) - مج + عمر
( 25 ) - متن + به خانه او رفتم و
( 26 ) - مپ 2 و مج - در خانه او
( 27 ) - مپ 2 و مج : عبادتى
( 28 ) - مج + اداى
( 29 ) - متن و مج + و سنن