تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 862

مساهمون:

ص٨٦٢
پسر عمش عقد مىبستند ) و از او اين انعام و احسان بديد . ص 371 : س 6 آمده است فضل جعفر برمكى . غرض نويسنده فضل برمكى است و جعفر زائد است . ص 390 : حكايت 11 يزيد مسلم نوشته است . شخصى بدين نام و نشان پيدا نشد مگر يزيد بن دينار ثقفى مشهور به ابن ابى مسلم كه ابو مسلم كنيه پدرش بود و خود از ولادت عصر اموى است ، نخست كاتب حجاج بود پس وليد بن عبد الملك و سليمان عبد الملك او را ولايت دادند و هنگامى كه والى افريقا بود كشته شد ( 102 ه ) اگر مراد عوفى از يزيد مسلم مشخص نامبرده باشد از نظر تاريخى غلط است زيرا در حكايت مورد نظر صحبت از منصور عباسى و ابو مسلم خراسانى است و يزيد بن ابى مسلم از امراى عهد اموى بشمار است ممكن است مورد نظر عوفى ابو خالد يزيد بن منصور باشد كه برادر زن منصور عباسى و دائى مهدى فرزند اوست وى از خدمتگزاران قديمى دولت بنى عباس بود و از دست منصور ولايت بصره داشت در عهد مهدى ولايت كوخه در عهده او بود و در 165 هجرى در بصره درگذشت . ص 391 حكايت 12 : بايد عنصر المعالى كيكاووس بن اسكندر بن قابوس وشمگير پسر را نصيحت كند نه شمس المعالى قابوس زيرا راوى از جد خود قابوس و سيرهء او ياد مىكند . ص 392 ضبط شماره 1 و 4 كه در حاشيه است صحيح است آن را در متن قرار دهيد ص 405 حكايت 17 : در ابتداى حكايت از محمد بن احمد بن عبد الله بن طاهر كه آخرين امير خانوادهء طاهرى است نام برده ولى تا آخر داستان نام اين امير را به احمد بن محمد بن عبد الله تغيير داده است و چون هيچ كدام از نسخ ضبط ديگرى نداشتند ما هم امير احمد نوشتيم و بدين وسيله تصحيح مىكنيم . ص 411 : شماره 5 در حاشيه به جاى متن بايد قرار گيرد ص 415 : شماره 24 نوشتهء حاشيه صحيح است آن را در متن قرار دهيد . حذيفة بن حسل بن جابر عيسى صحابى رسول اكرم ( ص ) كه احاديثى از طريق او منقول است پدرش حسل ملقب به يمان بود و حذيفه به لقب پدر ناميده شده است . ص 426 : شماره 13 در حاشيه از متن بهتر است جاى آنها را عوض كنيد . ص 451 س 8 : من صدق منجما فقد كذب بما انزل الله على محمد ، مأخذ اين حديث در جائى ديده نشد ص 448 حكايت ( 8 ) به جاى احمد بن اسماعيل احمد نصر نوشته است در صفحه