شماره 24 ص 164 است تصحيح شود .
ص 171 حكايت ( 1 ) مأخذ آن داستانى است كه در كتاب الاذكيا آمده است ( قصص مثنوى ، ص 28 ) .
ص 175 حكايت ( 4 ) : در فرج بعد از شدت همين حكايت روايت شده است ( ترجمه فرج بعد از شدت ج 1 ، ص 305 )
ص 184 حكايت 5 : محمد سعيد انبارى و نسخه مج محمد سعد انبارى ضبط كرده است كه به احتمال بايد محمد سديد انبارى معروف به ابن الانبارى باشد .
ص 188 : شمارهء / 20 حاشيه صحيح است و از متن بايد ابى حنيفه را حذف كرد .
ص 210 : مأخذ اين حكايت روايت تاريخ بيهقى است ( ص 256 )
ص 222 س 3 : لا يلدغ المؤمن من جحر مرتين : مولانا فرموده است .
گوش من لا يلدغ المؤمن شنيد * قول پيغمبر بجان و دل گزيد
( مثنوى ص 24 ، س 13 )
ص 204 : در شماره 9 . ابو جعفر به جاى جعفر تصحيح شود .
ص 243 س 5 : السخى لا يدخل النار و لو كان فاسقا و البخيل لا يدخل الجنة و ان كان عابدا شبيه اين حديث در جامع الصغير ذيل حرف س آمده است : السخى قريب من الله قريب من الناس قريب من الجنة بعيد من النار و البخيل بعيد من الله بعيد من الناس بعيد من الجنة قريب من النار و نيز : الجاهل السخى احب الى الله من عابد بخيل . و هر دو در شمار احاديث ضعيف به حساب آمده است .
ص 246 : در حكايت 3 دربارهء حرب تبوك و هشام بن العاص بايد دقت كرد زيرا هشام برادر عمرو عاص در سال 13 هجرى در يرموك شهيد شد و حال آنكه تبوك از غزوات رسول ص و در سال نهم هجرى بوده است .
ص 256 س 12 : از عبارت « سلطان را جمال از امارت و سلطنت است » بايد كلمهاى از قبيل لوازم افتاده باشد زيرا فحواى كلام اينست كه جمال سلطان از لوازم امارت و سلطنت است نه از امارت و سلطنت سلطان را وجههاى و جمالى بدست مىآيد .
ص 260 حكايت ( 1 ) : اين حكايت را دهستانى در فرج بعد از شدت به دو روايت آورده است كه روايت دوم همين روايت عوفى است ( مأخذ هر دو محمد فضل خراسانى از سرداران دولت طاهرى است ) دهستانى آنكه از عرب بود و قصيدهء مفاخرهء عبد الله طاهر را جواب گفت و به دو دشنام داد محمد بن يزيد الاموى الحصنى ضبط كرده است ( ترجمه فرج بعد از شدت . ج اول ، ص 209 ) .