پيچيدن ( در چيزى ) / 557 - ناراحت بودن
پيچيدن ( بر خود ) / 89 - ناراحت و خشمگين شدن
پيمودن / 77 - كشيدن ، وزن كردن
پيوستن
مفاوضت پيوستن / 54 - گفتگو كردن
درپيوستن ( يافه - ) / 647 - متوقف كردن ياوه گوئى
در پيوستن ( دراز - ) / 120 - دير ماندن
پاى بند / 359 اسم فاعل مركب مرخم . . . پاى بند شوارد نعمت شو - رمندههاى نعمت را پاى ببند
پايگاه / 37 - 137 - مقام
پرگار عقل به كسر را / 628
پردگيان / 136 - مخدرات
پر دل / 379 - شجاع
پروانه / 639 - برات
پستهء شكر لب به كسر راء / 30
پگاهتر به سكون ها / 421
پيش تو به كسر شين / 202 - پيش از تو
« ت »
تأديب جوارح به كسر با / 171 - خوددارى
تألف به تشديد لام / 835 - دوستى
تاج دار رحمت به كسر راء / 19
تاره / 99 - تار
تايب / 217 - 219 - برگشته از گناه
تباشير صبح با كسر راء / 372 - سپيدى صبح
تبجيل / 590 - احترام
تحرى به تشديد سوم / 400 - جستن
تجاوز / 222 - گذشت
تجريد / 228 - عارى شدن بنده از قيود مادى و حجابهاى ظلمانى و انصراف از ما سوى اللّه و توجه به ذات احديت
تخت جلوه به كسر تاء / 437 - تختى كه عروس بر آن مىنشيند