تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
در شراب بودن 95 - در حال خوردن شراب بودن دلالت بودن ( كسى را ) 48 - ترا دلالت باد - جمله دعايى است در حق كسى كه گمراه شده متغير بودن 266 - خشمگين بودن مشغول بودن ( به كسى ) 198 - به معنى نظر بودن ( كسى را به كسى ) 606 - نظر لطف در حق كسى داشتن در قبضه قدرت خدا بودن ( ناصيه كسى ) 180 - سرنوشت كسى در دست قدرت خدا بودن موقوف بودن ( كسى را ) 607 - در توقيف و بازداشت نگاه داشتن ممكن بودن به تشديد كاف / 705 - تمكين و قدرت داشتن متوارى بودن / 234 - پنهان بودن ده زبان بودن سوسن 489 همه تن چشم بودن نرگس 489 چون ستاره چشم گشاده بودن به سكون ميم 383 دست بودن ( كسى را ) 167 - توانايى داشتن در عهدهء چيزى بودن 582 - نسبت به چيزى متعهد بودن در قصد كسى بودن 606 - بدنبال دشمنى كسى بودن و در خون او سعى كردن بيزار بودن ( - از بيعت ) - تبرى كردن گردان بودن ( بر زبان‌ها - ) 110 - رواج داشتن عيال بودن 188 - 189 - به معنى بازى 134 - شوخى باز جاى به كسر زا 9 با ذوق 71 - خوش مزه باشه 174 - جانور شكارى از جنس زرد چشم و كوچك‌تر از باز است . اين كلمه همريشهء باز است و در لهجهء طبرى به آن واشه و در گيلكى و اشك مىگويند معرب آن باشق است از ريشهء
Vaz
در پهلوى . اسم ديگر باشه موش گير است باغ احسان و اصطناع به كسر غين 50 باطنى 402 - 603 - يكى از نام‌هاى اسماعيليان است و وجه تسميه آن كه ايشان مىگويند هر چيزى از قرآن و حديث را ظاهرى است و باطنى . ظاهر به منزلهء پوست است و باطن به منزلهء مغز و اين آيه را دليل مىآورند « باب باطنه فيه - الرحمة و ظاهره من قبله العذاب » بالش 486 - مخده ، مسند
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 808 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )