به جاى / 109 - 250 - 601 - در حق
به جمعيت / 383 - به كمك جمع
به جايگاه / 200 - به موقع
به ناكام / 356 - بيهوده ، بدون دليل و عذر موجه
بهار به كسر باء / 407 - تنگ بار كه عبارت از يك تاى بار است ، وزنه - ايست هندى
بهار مرواريد به كسر راء / 407
بياع به تشديد دوم / 420 - 421 - 422 - فروشنده ، دلال
بىتيمارى / 220 - بىمراقبتى ، بىپروايى
بىخويشتنى / 446 - از عالم بىظرفيتى
« * » بىدل / 477 - شيدا
بيشهء مردى / 492
بىمحابا / 73 - 200 - گستاخانه ، بىپروا
بىعهد / 224 - سست عهد
« پ »
پختن
ديگ پختن / 277 - غذا پختن
پختن ( ديگ سودا - ) 277
پذيرفتن
امتداد پذيرفتن / 58 - طولانى شدن
پرداختن / 182 - باز گفتن
پرسيدن / 508 - دلجوئى كردن ، احوال پرسيدن
پوشيدن
زره پوشيدن روى غدير از دست نسيم / 576
پوشاندن
پردهء حلم بر خشم پوشاندن / 52
پيچيدن
هامش
* بىدل گمان مبر كه نصيحت كند قبول ( سعدى )