تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
جامهء اهل عشرت با كسرهء لام / 635 - لباس بزم جامهء خدمت / 486 - از عالم لباس رسمى است كه در خدمت سلاطين به آن ملبس مىشوند « * » جامهء منادمت / 486 - به معنى جاه مستفيض « * » / 496 - جاه مشهور جامه و اجناس / 564 - مال التجاره جايع / 372 - گرسنه جباب به كسر اول / 98 جمع جبه - ردا جباه به كسر اول / 69 جمع جبهه - پيشانى جبهء گليم / 416 - لباس خشن جبين جان به كسر نون / 460 « * » جريده / 406 - تنها ، مجرد جريده / 564 - دفتر جزيت / 73 - معرب گزيت به معنى باج و خراج كه پادشاه از رعيت مىگرفته جفا / 99 - ناسزا جفنه به فتح اول و سوم / 433 - تشتك ، خمره جلا / 447 - آوارگى جوهر جان به كسر راء / 627 جهان اسباب به كسر نون / 232 - عالم سبب و مسبب و علت و معلول جيب شكاف به سكون باء / 567 - از عالم جيب‌بر

« چ »

چاشتگاه فراخ به كسر هاء / 447 - نزديك ظهر چاشنى گير / 550 - كسى كه قبل از پادشاه كمى از غذاى او تناول مىكرد تا شبهه وجود سم در بين نباشد چاه زندان به كسر هاء / 353 - زندان چاه
هامش
* تعدد جامه‌ها حاكى از وجود تشريفات تمام در دستگاه خلفاست * حشمت مستفيض ( از چندين مملكت عريض و حشمت مستفيض و نعمت بىكران ) ( رشيدى ( منقول از لغت‌نامه دهخدا * جريده رو كه گذرگاه عافيت تنگ است ( حافظ )
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 814 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )